✅ عقلانيتوخردمندی
✍ یادداشت #فرزاد_نسيمیپور در شماره ۲۲۲۵ روزنامه #نقدحال
آيا ممکن است رفتار يا رويدادي عقلاني باشد اما خردمندانه نباشد و يا بالعکس تاييد خردمندانه داشته باشد اما عاقلانه تعريف نشود. واقعيت اين است که عموما اين دو واژه در محاورات و گفتوگوهاي روزمره بهجاي يکديگر به کار برده ميشوند و کسي تفاوتي ميان آنها نميبيند. اما در نظريههاي اجتماعي و مباحث تخصصي، خطوط تفاوت و تمايزات آشکاري ميان آنها ديده ميشود. سرچشمه اين تمايزات ميان عقلانيت و خردمندي، نقد جامعه مدرن بهويژه از جانب مکاتب انتقادي است. آنها عقلانيت را در خدمت حفظ نظام سرمايهداري سلطهگر ميدانند و مظاهر آن را آماج حملات خود قرار ميدهند. اما در مقابل خردمندي را واحد عناصري رهايي بخش و اميدوارکننده براي اصلاح و بهزيستي جامعه معرفي ميکنند. تلاش اين حلقههاي فکري، برجستهسازي تمايزات و برکشيدن خردمندي در صورتبندي اجتماعي است. مکتب انتقادي، درد جامعه مدرن را فقط استثمار اقتصادي نميداند بلکه آز آن فراتر ميرود و معتقد است سلطه و سرکوب ناشي از عقلانيت، جامعه مدرن را به تباهي و بيارزشي کشانده است. آنها تمايز ماکس وبر بين دو سطح عقلانيت يعني عقلانيت صوري و عقلانيت ذاتي را پايه نقد جامعه مدرن ساختهاند. به زعم آنها عقلانيت صوري همان تفکر تکنوکراتيک است؛ يعني تفکري که در تعقيب بکارگيري کارآمدترين ابزارها براي رسيدن به اهداف تعريف شده است. در عقلانيت يا تفکر تکنوکراتيک تنها چيزي که مهم است رسيدن به هدف است و بهکارگيري هر ابزاري درصورت کارآمدي عيني مانعي ندارد. اما خرد هم در مورد اهداف و هم وسايل نيل به اهداف، اما و اگر دارد. خرد مستلزم ارزيابي ابزارها بر اساس اهداف انساني، عشق، عدالت و آزادي است. به نظر مکتب انتقادي ميشود به اسم عقلانيت، جنايت هم مرتکب شد؛ نمونه همان کاري که فاشيسم و نازيسم بر سر دنيا آوردند. کساني در خدمت نازيسم بودند که کارآمدترين ابزارها را براي تحقق اهداف آن، تمهيد و پياده ميکردند. بر همين اساس است که فريدمن ميگويد که اردوگاه آشويتز يک مکان عقلاني است اما يک جاي خردمندانه نيست. با باوران مخالفان عقلانيت ابزاري، هرچند جامعه مدرن تجسم عقلانيت بهنظر ميرسد اما در تحليل نهايي، جامعهاي غيرعقلاني است. چرا که جامعه عقلاني نابودکننده افراد، نيازها و خواستههاي واقعيشان شده است. يک صورت از عقلانيت مدرن، گسترش تکنولوژي است که بهويژه مارکوزه بر آن انگشت گذاشته و به شدت با آن در افتاده است. او تکنولوژي را منجربه توتاليتاريسم ميدانست. بهنظر او تکنولوژي در جهان بيطرف نيست؛ گرچه در ظاهر خنثي بهنظر ميرسد اما در واقع مردم را به بردگي ميکشاند. همه اين رويکردها بهدنبال آن هستند تا عقلانيت را از آن معناي سنتي و مثبت و مرسوم خود خارج کنند و از طريق برابر نهادن مفهوم خردمندي، تماميت و هژموني آن را به چالش بکشد. عقلانيت براي آنها صرفا يک مفهوم نيست بلکه دستاويز و اهرم سلطه پوزيتويستي است. بنابراين از طريق شکستن مفهوم عقلانيت و ايجاد تمايزات معنايي در پي نقد جامعه مدرن هستند. بهزعم آنها جامعه مدرن، رويکرد و ارتباطات انساني خود را از دست داده است، همدلي اجتماعي کمرنگ شده است و منطق سودجويي بر مناسبات انسانها سايه افکنده است. اما مولفههاي خردمندي ميتواند اين ارزشهاي فراموش شده را دوباره زنده کند و زندگي اجتماعي را معنادار سازد.
@naghdehall
Post #200959
80
- 👍 3