داستانک
نیمهشبی چند دوست به قایقسواری رفتند و مدت زیادی پارو زدند. سپیده که زد گفتند: «چقدر رفتهایم؟ تمام شب را پارو زدهایم!»
اما دیدند درست در همان جایی هستند که شب پیش بودند!
جک رو به جویی گفت: «دیشب طناب قایق رو از لنگرگاه باز کردی؟»
جویی: «مگه لازمه؟!»
#کتایون_واحد
▶️43
☕️داستانک و شعر ِ معاصر
Post #6676
695
- 😁 7