من از این آفتاب تشنه ترم
از تمنای آب تشنه ترم
خون، فقط خون تازه می خواهم
از خود انقلاب تشنه ترم
آسفالت کف خیابانم
سالها زیر پایتان بودم
جانماز قضایتان بودم
مرگ بر این و آن که می گفتید
شاهد ادعایتان بودم
داغم و بر جبین نمایانم
رژه رفتید روی پاهایم
کور شد رغبت تماشایم
شد لگدمال زیر موشک تان
کودک گل فروش زیبایم
پر شد از مرده کودکستانم
جیب های خجالت خالی
پشت شلوارهای متقالی
تا شدند از گرسنگی هربار
زانوان نحیف بیحالی
مسجد مومنان بی نانم
مشتِ در شیشه ی شکسته منم
شرمِ تاریخِ دست بسته منم
شانه ی مانده زیر آوارم
پشتِ از تازیانه خسته منم
پایم و روی خط پایانم
کوه های عبوس فرسوده
دوده های به شهر آلوده
دشت های نشسته در اندوه
ساحلِ سهم دیگران بوده
مادرِ پیرتانم...ایرانم
#مریم_حسین_زاده
▶️34
Post #6657
2.42K

- 💔 8
- ❤ 4
- 👏 3