Fadime:
ایسو چرا پایین خوابیدی؟
Fadime:
با توام چرا جوابمو نمیدی؟
ایسو خوابیدی؟
Iso:
نه متاسفانه
Fadime:
مسخره بازی در نیار بیا پیشم بخواب سردمه...
Iso:
پتو بکش روت خب
Fadime:
یعنی چی؟ چرا اینطوری رفتار میکنی باهام☹️
Iso:
چطوری رفتار میکنم فادیمه؟
Fadime:
رفتی رو زمین خوابیدی بعدم گفتم سردمه بجای اینکه بغلم کنی گفتی پتو بکش روت بجای فادیمم هم بهم گفتی فادیمه
با بغض گفت و رفت پایین تخت نشست
Iso:
اولاً که خوش اومدی
بعدم من قهرم تو چرا گریه میکنی؟
Fadime:
من...من گریه نمیکنم فقط...
Iso:
فقط چی؟
Fadime:
میخوام تو بغل تو بخوابم خب
اصلا تو چرا با من قهری؟
Iso:
چون...چون چند روزه حلقتو دستت نکردی
Fadime:
ایسو جدیای تو الان؟
نمیدونی من دستام ورم داره حلقم دستم نمیره؟
Iso:
من میدونم دستت ورم داره بقیه که نمیدونن
از کجا میتونن بفهمن شوهر داری؟
فادیمه به شکمش اشاره کرد
Fadime:
کیلچوک کوجام...خیلی احمقی
یه نگاه به شکم من بنداز
تنهایی که نساختمش هرکی ببینه میفهمه شوهر دارم نگران نباش😂
Iso:
منطقی صحبت میکنی من دیگه ساکت میشم جانوم کاروم😁
(سناریوموردعلاقم)
Post #37191
154
