🖋پدیده نوسکولاریسم در حوزه علمیه | قسمت اول: بنیادها
▫️سلسله یادداشتهایی از استاد محمدتقی سبحانی
🖋 حوزه شیعه در طول تاریخ هماره با جریانها و رویکردهای گوناگون روبرو بوده و مکتبهای فکری مختلفی را در خود جای داده است؛ از فقیهان و متکلمان و محدثان گرفته تا فیلسوفان و عارفان شیعه هر کدام با تفسیری از مبانی و منابع، در تولید میراث تمدنی ما سهم داشته و طیف رنگارنگی از ایدهها و اندیشهها را به نمایش گذاشتهاند. (شرحی از این ماجراها و فرجامها را اخیرا در مقاله بلند «تطور دانش کلام در یک صد سال حوزه علمیه قم» به تحریر کشیدهام)
🖋اما پدیده جدیدی که از حدود یکصد سال پیش حوزه شیعه را با خود درگیر کرد، نفوذ اندیشههای سکولار غربی در حاشیه حوزه بود که با عنوان «اصلاح و تجدید فکر دینی»، عملا با بنیادهای تشیع سرناسازگاری گذاشت و برای فقه، کلام، تاریخ و سیاست، نوای دیگری ساز کرد. این پدیده که به طور مشخص از شریعت سنگلجی آغاز شد، سرانجام از طریق نفوذ اندیشه کسروی به حوزه قم، کتاب «اسرار هزارساله» حکمی زاده را به بارنشاند. این حرکت البته با مقاومت جدی علمای حوزه و نقدنامههائی چون کشف الاسرار امام خمینی(ره) به سرعت از حاشیه حوزه رانده شد.
🖋این موج بار دیگر با سویه چپگرایانه و سائقه عدالتخواهی در دهه ۴۰ و ۵۰ به جولان در درون حوزه پرداخت و بر فقه و الهیات شیعه با اتهام ایدئولوژی بورژوازی و هواداری از سرمایهداری و ارتجاع تاخت. ولی تلاشها و هشدارهای غیرتمندانه کسانی چون شهید مطهری، این حرکت را هم به عقب نشینی وادار کرد و تندباد انقلاب اسلامی، بازمانده این رسوبات فکری را در جو معنوی و جهادی سالهای ۶۰ پراکنده ساخت.
🖋اما در دهه ۷۰ با تغییر هژمونی جهانی از سوسیالیسم به سرمایهداری، بار دیگر موج روشفنکری سکولار که اینک از سرزمین لیبرالیسم سربرآورده بود، جامعه انقلابی ایران را با تکانه شدیدی مواجه ساخت و نسیم آن به حوزههای علمیه خزید. همین نسیم کوتاه کافی بود تا گروهی از طلاب جوان که هنوز در عنفوان علمی بودند را با خود همراه ساخته و دل و دیده آنها را برده و آنان را با سنتهای علمی حوزه زاویهدار کند.
🖋آبشخورهای فلسفی و هرمنوتیکی مغرب زمین که عمدتا از آثار و محافل روشنفکری سروش و شبستری مایه میگرفت و سپستر با نوشتههای مدرسی و کدیور رنگ شیعهشناسه به خود گرفت، به ایماژهای ناموزون و انگارههای نامیمون از اندیشه شیعه در این نسل دامن زد.
🖋همینان با استمداد از ظرفیتهای حوزه و نظام، به تدریج به عناوین دانشگاهی دست یافته و با چنگ زدن به مراکز حوزوی، پایگاههائی را برای خود تدارک دیدند. از اینجا بود که با انبوهی آمیخته از افکار غربی و اسلامی و با ذهنی پر از پرسشهای بیپاسخ و روگرفتهای رورفته از دانشهای حوزوی، خودآگاه و ناخودآگاه به سرپلی برای انتقال اندیشههای گزینشی و سطحی غربی به درون حوزه و به زبانی برای نقد و سایش بنیادهای فکری و دانشی حوزه تبدیل شدند.
🖋البته برخلاف دو نسل پیشین، اینان به تجربه دریافتهاند که به جای مواجهه مستقیم با میراث حوزوی، به نقدهای موردی و موضعی با رنگ و روی علمی بسنده کرده و پروژه انتقادی خود را در یک پروسه درازمدت دنبال کنند؛ شاید هم شرایط را برای چنان نقدهای بیمهابا چندان آماده نمیبینند.
🖋 نکته مهم این است که در طول دو دهه گذشته، این حرکت خاموش و خزیده در لایههای گوناگون حوزه، با استفاده از کلاسها، نشریات و فضای مجازی در حال اثرگذاری بر ذهن جوانان حوزوی است و تنها هر از چندی است که یکی از اینان با جنجال رسانهای، فضای حوزه و افکار عمومی را پرتلاطم ساخته و از آب گلآلود اجتماعی و سیاسی، ماهی خود را شکار میکند.
🖋مشکل اصلی این است که این گروه نه به دانش حوزویِ خاصی تعلق دارند و نه با زیستبوم معرفت شیعی ربط و نسبت میگیرند؛ نه در سرزمین حوزه ریشه دارند و نه در سپهر هویت و تاریخ تشیع، ماوا و سکنائی برگزیدهاند. اما مشکل بالاتر از اینها است، چرا که اینان در دنیای فکر غربی نیز پایه و مایهای ندارند و حتی جرأت اندیشهورزی مستقل و آزاد و برساختن ایدهای خودبنیاد هم ندارند؛ و خطر این خط درست از همین نقطه آغاز می شود.
➿ادامه دارد ➿
Post #3298
844