میخواستم پلوتو رو بکشم یهو وسط راه تصمیم گرفتم تبدیلش کنم به مادرش.
پلوتوی صغیر در آغوش مادر.
پلوتو تخم چشاش سیاهه. بدنیا که میاد ازش میترسن و میخوان نابودش کنن و مادرش مجبور میشه برای نجات پلوتو اونو برداره و خودشم فرار کنه.
هر چند پلوتو اول بدبخت بوده بعد دست و پا درآورده. تا اخر عمرش توی بدبختی و سیاهی مونده. 🥲💔
Post #2286
13
