هوش مصنوعی در روزهای آفتابی عالی است، اما وقتی طوفان باگها و چالشها میرسد، این شمایید که باید کشتی پروژه را نجات دهید.
تا همین چند سال پیش، اگه میتونستیم یه کد تر و تمیز بنویسیم و روی یکی دو تا فریمورک مسلط باشیم، کارمون راه میافتاد و راحت پیشرفت میکردیم. ولی بیایم با خودمون روراست باشیم؛ با اومدن این مهمون ناخونده یعنی هوش مصنوعی، قوانین بازی کاملاً تغییر کرده.
توی این پست میخوام از دید یه مدیرفنی تازهکار تو یه استارتاپ خیلی تازهکارتر، تجربیاتم رو از سروکله زدن با «هوشهای مصنوعی» و البته «هوشهای طبیعی» (آدمها!) براتون بگم.
این تغییر جایگاه، تجربههای خیلی جالبی برام داشت. با پوست و استخونم لمس کردم که الان دیگه عیارِ یه برنامهنویس، فقط به سرعتِ «کد زدنش» نیست. هوش مصنوعی میتونه تو چند ثانیه پیچیدهترین الگوریتمها رو برامون بنویسه، اما یه کار هست که هیچوقتِ هیچوقت نمیتونه انجام بده:
مسئولیتِ کدی که نوشته رو گردن بگیره! 🎯
این ۸ موردی که در ادامه میخونید، صرفاً درددلها و تجربههای ملموسِ من از این مسیرِ جدیده. اگه میخواید تو این عصرِ هوش مصنوعی، تو هر تیمی (علیالخصوص استارتاپی) که هستید یه مهرهی کلیدی و غیرقابلجایگزین بمونید، پیشنهاد میکنم خوندن این مقاله رو از دست ندید 👇
🔗 https://vrgl.ir/W6nV8
#برنامه_نویسی #استارتاپ #هوش_مصنوعی #دنیایآنالوگ