اما قشنگترین قسمت قصه هنوز مونده بود... 🥹
پروینخانم موقع تحویل غذا لبخندی زد و گفت:
«به مریمخانم بگید اگه یه روز خواست آش درست کنه، من یه دستور آش خوشمزه بلدم!»🍲
انگار دعای مریمخانم فقط یه سفره رو گرم نکرده بود؛ بهونهای شده بود برای یه دوستی تازه!💞
این یعنی موج! یکی با غذای اضافهش، یکی با گوشی توی دستش، یکی با تجربهش و یکی هم با چند قدم برای وصل کردن آدمها، میتونه سهمی توی حال خوب محله داشته باشه. 🌊💙
Post #1658
41
- ❤ 2