🏘چند کوچه اونطرفتر،
پروینخانم زندگی میکرد...
همون خانم مهربونی که قدیما هر وقت همسایهای مریض میشد، با یه قابلمه آش میرفت سراغش.
اما حالا ... زانوهاش دیگه مثل قبل یاری نمیکرد و بعضی روزها حتی ایستادن پای اجاق براش سخت بود.
با این حال، وقتی کسی حالش رو میپرسید، مثل همیشه میگفت: «خدا رو شکر مادر، خوبم!»🍃
Post #1656
41
- ❤ 1