این واقعا ناراحت کننده بود؛ غمم گین شد بابت چیزی که نوشتم.
بیخیال؛
Post #2756
353
『مُسْتَهْلِک』 دیگر نمیشود مرا خواند؛ میدانم. میدانم که خواندنم به انتها رسیده و نوشتنم تا عمق ششمتری زمین دفن شده است. میدانم جمجمهام از مغزم بیرون زده و چشمهایم، بیقرنیه، به تماشای هیچ خیره ماندهاند. میدانم نه چیزی برای خواندن در من مانده، نه حرفی برای نوشتن.…