🍀
تنها نه همین سنبل و ریحان کج و پیچ است
هر برگِ گل و شاخِ درختان کج و پیچ است
دلدارِ من، این دودِ سگارِ تو به چشمم
چون کاکلِ مرغولهی خوبان کج و پیچ است
هر چند که سروْقدت ای شوخ بود راست
چین و پرکِ دورهی دامان کج و پیچ است
بر حکمِ فرارم مگر استی دل و نادل
امضایِ تو در آخرِ فرمان کج و پیچ است
از راستی چون سروْ نمودِ قد و بالاست
زیباییِ آن زلفِ پریشان کج و پیچ است
بازی نخوری، دامنشان را مده از دست
چال و هنرِ مردمِ رندان کج و پیچ است
از راستی بینم به قد و قامتشان، لیک
همراهِ من اوضاعِ نکویان کج و پیچ است
غافل مشو آخر که به یک حال نماند
هش دار که این گردشِ دوران کج و پیچ است
بر مذهب و آیینِ خود ایستاده کسی نیست
رسم و روشِ گبر و مسلمان کج و پیچ است
تنها کج و پیچ این غزلِ عشقری نبوَد
گر بنگری سرتاسرِ دیوان کج و پیچ است
صوفی غلام نبی عشقری
.
Post #6312
53