✍🏻 محمد صادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
چند کلامی با فعالان دانشجویی و قشر مذهبی جامعه:
یکی از چالشهای شناختی و آسیبزای امروز در میان بخشی از بدنه مذهبی و جوانان انقلابی، غلبه نگاه صرفاً امنیتی بر واقعیات عریان اجتماعی است. خطاب این نوشتار به برادران ایمانی و فعالان دانشجویی است که دغدغه حفظ نظام را دارند؛ باید هوشیار بود که تعهد ایدئولوژیک هرگز به معنای انکار نارساییها یا ترجمه هرگونه صدای اعتراضی به دسیسه دشمن نیست. تقلیل دادن واقعیت تلخِ کوچک شدن سفره مردم به کلیدواژههایی نظیر غربزدگی، فریبخوردگی و یا پروژه نفوذ، نه تنها خطای محاسباتی در تحلیل صحنه است، بلکه نوعی گریز از مسئولیت اخلاقی و شرعی محسوب میشود که میتواند شکاف میان مردم و جریان مذهبی را بیشتر کند.
آنچه امروز در کف جامعه جریان دارد، نه یک سناریوی دیکته شده از سوی سرویسهای اطلاعاتی بیگانه، بلکه واکنش طبیعی و غریزی یک جامعه زنده به فشارهای خردکننده اقتصادی است. وقتی شاخصهای عینی و دردناکی همچون فروش اقساطی گوشت، عرضه غذاهای نیمپرس در رستورانها و نوسانات ویرانگر نرخ ارز به مولفههای روزمره زندگی تبدیل شدهاند و مردم برای تأمین بدیهیترین نیازهای زیستی خود دچار استیصال هستند، نادیده گرفتن این درد و برچسبزنی سیاسی به معترضان، خطایی استراتژیک است. مردمی که کارد به استخوانشان رسیده، از روی شکمسیری فریاد نمیزنند و روا نیست که با نگاهی صفر و صدی و تقسیم جامعه به «خودی و ناخودی»، کرامت انسانی آنان را با الفاظی که بوی طرد و تکفیر میدهد، لگدمال کرد.(گرچه خود من هم معتقدم دشمن قصد سواستفاده از ابن وضعیت را دارد ولی این به معنای نادیده گرفتن و توجیهی برای برچسب زنی به نارضایتی مردم نیست.)
اگر مبنای دفاع از نظام، تمسک به الگوی حکومت اسلامی و سیره علوی است، باید پذیرفت که در این منظومه فکری، نقد حاکمان و فریاد کشیدن بر سر کاستیها، حق مسلم مردم است. حضرت امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه، منشور صریحی را تبیین میفرمایند و خطاب به مردم میگویند: «با من به گونهای که با جباران و ستمگران سخن میگویند، سخن مگویید... و مپندارید که شنیدن سخن حق بر من سنگین میآید.» وقتی امام معصوم (ع) شنیدن نقد را بر خود سنگین نمیداند، چگونه جریان مدعی پیروی از ایشان، شنیدن صدای اعتراض مردم رنجدیده را برنمیتابد؟ رسم مسلمانی و انصاف سیاسی حکم میکند که عینک بدبینی را کنار گذاشته و بپذیریم که این اعتراضات ریشه در واقعیتهای تلخ اقتصادی دارد؛ واقعیتی که شنیدن و پذیرش آن عینِ عدالتخواهی و وظیفه دینی است.