✍🏻 محمد صادق دانشجو ، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
🔹در نقطهای ایستادهایم که همه نشانهها از یک بحران پیچیده و چندلایه حکایت دارد. اقتصاد ایران زیر فشار تحریمهای بینالمللی به مرز فرسایش رسیده، سایه تهدید فعالسازی مکانیزم ماشه بیش از هر زمان دیگری نزدیک شده، و جنگی ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی، کشور را در وضعیت شکننده و نامعلومی از آتشبس قرار داده است؛ آتشبسی که نه قطعی است و نه پایدار.
🔸در خلال این نبرد، بخشی از شبکههای فرماندهی ما هدف حملات دقیق قرار گرفتند و سرمایههای اطلاعاتی و انسانی نظامی کشور آسیب جدی دیدند. همزمان، آنچه سالها بهعنوان میهماننوازی از اتباع افغانی شناخته میشد، ناگهان به تهدیدی امنیتی بدل شد؛ جریانی که در حساسترین لحظات، بخشی از آن بهعنوان ابزار نفوذ دشمن عمل کرد.
🔹اما با همهی این واقعیتها، هنوز همهچیز تمام نشده است. تاریخ ملتها را نه با ضربههایی که میخورند، بلکه با نحوهی برخاستنشان از دل بحرانها مینویسند. ایران نیز میتواند—و باید—همچون سیمرغ، بار دیگر از خاکستر برخیزد.
🔸درک دیرهنگام حاکمیت از ناپایداری اتکا به قدرتهای خارجی، از جمله روسیه، چین و برخی تفکر موسوم به امت اسلامی، گامی واقعگرایانه بود که اگر با اصلاحات ساختاری همراه شود، میتواند نقطهی بازگشت باشد. اکنون زمان بازسازی است: بازسازی در حوزه حکمرانی، بازتعریف امنیت ملی، خروج از سیاستهای انفعالی منطقهای، اتکای واقعی به سرمایه داخلی، و ترمیم شکاف حاکمیت و مردم.
🔹در چنین شرایطی، مسئولیت اصلی نه بر دوش یک جناح یا نهاد، بلکه بر عهده تمامی ساختار سیاسی کشور است. این مسئولیت، دیگر نه صرفاً یک انتخاب راهبردی، بلکه ضرورتی برای بقا در محیطی است که هر روز بر پیچیدگی آن افزوده میشود.
ایران هنوز فرصت دارد مسیر خود را اصلاح کند—نه با شعارهای مقطعی، بلکه با تصمیمهای سخت و واقعی.