با دوتا حسرت به دل اومدم خدمتون
+: "اگر داشتی برای دوستت چیزی انتخاب میکردی."
سانتا : "خب."
+ : "اگر داشتی برای اون دوست از ما چیزی انتخاب میکردی، چه دوست باشه یا نه ، کی میدونه، چه رنگی براش انتخاب میکردی؟"
سانتا : "خب، من فقط رنگی رو انتخاب میکنم که بیشتر دوست دارم. دادن چیزی که مورد علاقه مطلقم به دوستم. خب دوست عزیزم، بگیر، بردارش، ها!"
+ : "آها، و وقتی بهش میدی، چیزی هست که بخوای بهش بگی؟"
سانتا : "دوست داری؟ اگه دوست داری، بعداً کل موجودی رو برات میخرم!"
+ : "آهههه!"
هی زندگی😭
تو مکالمه دوم هم
پرث : «راستش را بخواهید، ما گاهی اوقات همدیگر رو دعوت میکنیم که بریم، بله. اما گاهی اوقات، مثلاً، هی، همدیگر را تشویق میکنیم که بریم و این کار را انجام دهیم. اما بیشتر اوقات، مثلاً روزهایی که نزدیک هم هستیم، اگر مثلاً جوشی زده باشیم یا چیزی شبیه به اون، همدیگر رو دعوت میکنیم که فوراً بریم و اونرو درمان کنیم.»
+ : «آیا نوبتی جوشهای همدیگرو میترکونید؟»
پرث : «به نوبت جوشها رو میترکونیم؟ بهتره بزارید دکتر این کار رو انجام بده.»
+ : «بله، این بهتره. در غیر این صورت، ممکن است صورت نازش جای زخم بمونه!»
پرث: «ازش مراقبت میکنه...»
شما کسی رو دارن به بهونه حتی یه جوش کوچولو بیاد برین بیرون؟ ومراقب باشه ازتون😭🤌
PERTH JOURNEY INFINITY LOVE
SANTA 3CE VVSTRAWBERRY
#3CEVelvetxSanta
#perthsanta
──── ✦ ────
✦𓂃⋆ Moonlightchicken