فکر کن تو قسمت اول سریالی به شما دو نفری رو نشون میدن که میخوان ازدواج کنن ولی یکی قاتل میشه یکی میوفته زندان و بخاطر نجات همدیگه به یه خواسته هایی تن میدن درسته؟
شما با این ذهنیت استارت میزنید به دیدن این کاهشار و در ادامه تغییر یهویی میبینید که به اطلاعات قبلی مغزتون شک میکنید انگار نه انگار که همچین چیزی وجود داشته!
ببینید ما اینجا خیلی چیزا رو نمیدونیم
کلی سکانس فلش بک از گذشته مون باید نوشته میشد ولی ما هیچی تو دستمون نداریم . . .
علی و جیلان کین و اصلا چطوری آشنا شدن؟
عمه جیلان چرا با علی مشکل داشت؟
دایی علی کی بود که اینا رو اینجوری بزرگ کرد؟
این شخصیت ها اگه از آسمون نیوفتادن زمین ما شاید اگر این جواب این سوالات رو میگرفتیم راحت تر میتونستیم کارکترا رو قضاوت کنیم جای اینکه در مورد کل خاندان بوزو و سوابق تخت سلطان اطلاع داشته باشیم :/
مشکل اینجاست جیلان رو خیلی بی کس و کار نوشتن و علی هم رسما عروسک خیمه شب بازی بوزو شده موافقید؟!
Post #41189
153

- 🤝 15
- 👌 1