✅تقوا در تفسیر المیزان
در مکتب تفسیر المیزان، تقوا فراتر از یک رفتارِ خشک و سنتی، یک «حالتِ روانی» و یک «ملکه نفسانی» است که از دلِ معرفت برمیآید. علامه طباطبایی معتقد است تقوا یعنی نگه داشتنِ نفس از آنچه انسان را از مسیرِ بندگی و حقیقت دور میکند. ایشان همواره تأکید دارد که تقوا، نتیجهی مستقیمِ ایمان و بینش است؛ کسی که خدا را «حقِ مطلق» میبیند، پرهیز از گناه را نه یک تکلیفِ اجباری، بلکه اقتضایِ درکِ حقیقت میداند.
در نگاه المیزان، تقوا همچون سپری است که مؤمن را در برابرِ هجومِ تمایلاتِ نفسانی و وسوسههای شیطانی محافظت میکند. این سپر، همان «لباسِ تقوا» است که عیوبِ درونی را میپوشاند و شخصیتِ انسان را در برابرِ طوفانهایِ گناه مقاوم میسازد.
علامه به درجاتِ مختلف تقوا اشاره میکند؛ از پرهیز از گناهانِ آشکار تا رسیدن به مرتبهی «پرستشِ حق در عینِ اشتغال با دنیا».
تقوا در واقع قدرتِ تشخیص است؛ همان «فرقان» که خداوند به مؤمنانِ متقی عطا میکند تا در تاریکیهایِ فتنهها، مسیرِ حق را گم نکنند. این نیرو، به انسان اجازه میدهد که در بنبستهایِ زندگی، راههایی که دیگران نمیبینند پیدا کند. از دیدگاه ایشان، تقوا ریشه در قلب دارد و هرچه قلب از تعلقاتِ مادی پاکتر شود، تقوا عمیقتر و نورانیتر میگردد.
متقیِ واقعی، کسی است که در میانهیِ هیاهویِ دنیا زندگی میکند، اما دلش در محضرِ خداست و از غفلتِ مطلق میرهیزد. تقوا یعنی تسلیمِ ارادهیِ خود در برابرِ ارادهیِ الهی و تبدیل کردنِ ترسِ از عظمتِ خدا به عشق و امید. این مقام، انسان را از محدودیتهایِ خودمحوری رها کرده و به سوی وسعتِ حقیقت هدایت میکند.
در نهایت، تقوا در المیزان، کلیدِ اصلیِ رستگاری و تنها راهِ رسیدن به آرامشِ حقیقی و صلحِ با خود و با هستی است.
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┄┅┅┅❅🌼❅┅┅┅┄┄
https://eitaa.com/joinchat/1284702208C7c11ed722e
Post #95841
780