🍃🌹دوست🌹🍃
تا نشستم چون کبوتر بیهوا بر بام دوست
از شرارش سوختم با اینکه گشتم خامِ دوست
ماهِ رویش میکند همواره روشن طالعم
میکند حسّ رهایی مرغ دل در دام دوست
تا شوَم سیراب از لعلِ لبش دیوانهوار
کاش نوشَم جرعه ای در زندگی از جامِ دوست
بر کویرِ تشنهام الطاف بیمانند او
میرسد چون چشمهای هر بار از اکرام دوست
در هوای عشق پاکش مثل دریا میشوم
گاه طوفانی و گاهی هم شوَم آرامِ دوست
حجّ من شد دل سپردن در صفای چشم او
تا که قربانی کنم جان در شبِ احرامِ دوست
با حضورش فصلِ غم دیگر به آخر میرسد
آرزو دارم که باشم روز و شب همگام دوست
✒️#علی_خوشقامت
🎤#مهناز_مکتبی_فرد 🕊
مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
#حافظ
۲۰مهر روز بزرگداشت شاعرِ شاعران ،
لسانالغیب،حافظ شیرازی گرامی باد
Post #4290
26
Forwarded from مهناز مکتبی
Audio