🍁🍂
نگاهم میڪرد
و من
آهستہ در خودم فرو میرفتم؛
انگار تمامِ من
منتظرِ طلوعے بود
ڪہ از چشمهاے او آغاز میشد.
هر صبح
پیش از آنڪہ خورشید
از پشتِ خوابِ آسمان برخیزد،
روے لبهایم
شڪوفههاے گیلاس
منتظرِ بهارِ تو بودند
و من
پشتِ ذوقِ معصومانهای
ڪہ نام تو را بلد بود،
پنهان میشدم.
حالا
موهایم را بہ باد میسپارم
و در چشمهایم دریایی
بہ ساحل میزند؛
هر موج
ردِّ انگشتان تو را ڪہ هنوز
بر شانههاے خورشید ماندہ است،
با خود میآورد
و جایے در من گلی
بیاجازہ شڪوفہ میڪند
✍#مینو_پناهپور
🎤#مهناز_مکتبی_فرد 🕊
@Mmaktabifard
Post #4257
37