هر چند دست، اشک مرا در میان گرفت
با بیل راه سیل مگر می توان گرفت؟
مانند حورِ بعد جماع و بکارتش
در من همیشه رنج و غمی تازه جان گرفت
از فرط درد بره ی لاغر شدم که گرگ
هر جا دهان گرفت فقط استخوان گرفت
سیبی گذاشت روی سرم دست روزگار
در عین حال فرق مرا هم نشان گرفت
دنیا شبیه مزرعه بود و مترسکم
صرفاً مرا برای خودش پاسبان گرفت
دنیا خسیس بوده و هرگز نمی شود
چیزی به درد خورد از این حیف نان گرفت
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
Post #75
1.11K
- ❤ 1
- 👍 1