تقدیم به شهید یحیی سنوار
۱۶ اکتبر سالگرد شهادت اوست
اول
آن تک در سرخ -راه معنا- وا شد
با کوبش مُشتِ سرخِ یحیا وا شد
موسی شد و بعد از آن عصا را انداخت
دریای سرخ، رو به فردا وا شد
دوم
دروازه سرخ حریت را ناگه
وا کرد و گذرد داد جهان از آن ره
موسی در پای نیل فرمانش داد
خُذ یا یحیی عصائنا بالقوه
#محسن_عسکری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نقل از سیما فیلم
@simafekr_com
سال پیش مستندی از الجزیره پخش شد که در آن تصاویری از یحیی سنوار در میانهی جنگ زمینی با اسرائیل وجود داشت. یحیی سنوار آن جا شعری خواند که توصیفی دقیق از وضعیت مجاهدانهی خود او بود:
وَ لِلحُرّیّةِ الحَمراءِ بابٌ
بِکُلِّ یِدٍ مُضَرَّجَةٍ یُدَقُّ
(و آزادیِ سرخ را، تنها یک در است
که آن هم با دست به خونآغشته کوبیده میشود)
شاعری به استقبال آن بیت رفته و به نحو دیگری خطاب به سنوار سروده :
دَقَقتَ البابَ یا یَحیى فَخَرَّتْ
لَکَ الأبوابُ صاغِرَةً تَرِقُّ
(آن در را تو کوبیدی ای یحیی!
و دروازهها همه در برابر تو سرافکنده فروریختند).
تَفَلَّقَ بَرزَخاً بِعَصاکَ کونٌ
إلی ضِدَّینِ أحرارٌ وَ رِقٌّ
(عصای تو چون برزخ، جهان را به دو نیمهی متضاد شکافت: آزادگان و بردگان).
وَ لِلحُرّیّةِ الحَمراءِ بَحرٌ
بِغَیرِ عَصاکَ یَحیى لا یُشَقُّ
(و آزادیِ سرخ را، دریایی است
که بدون عصای تو، ای یحیی! هرگز شکافته نخواهد شد).
Post #498
1.1K
Forwarded from رباعی - نو رباعی
- ❤ 21