تلنگر به ریاست اطلاعات فرهنگ ولایت هرات و فرهنگیان، نویسندهگان و اهل فرهنگ.
با بیرون کردن کورههای خشتپزی از سطح شهر و انتقال آن به ولسوالیها در ولسوالی زنده جان یک قسمت تاریخی که کاوشی در آن صورت نگرفته است به انصار کورههای خشتپزی قرار گرفته است که هر روز اطراف این ناحیهی تاریخی خاکبرداری میشود و ممکن هر نوع اثری که نشان از سابقهی تاریخی و اهمیت آن داشته باشد نابود گردد و روزی شاهد نابودی مطلق آن کردیم.
جهت اطلاع و انجام وجیبهی اجتماعی، ملی و مسلکی خود دانسته مطلب را بازگو نمودم.
با احترام محمد مسلم مروی
زندهجان، مطبخ شداد
پیش از آنکه در غرب شهر هرات بناهای کاروانسراها و رباطهایی چون: رباط امیرشاه ملک، تومانآغا و کافرقلعه (اسلامقلعه) در کوسویه یا کهسان؛ کاروانسرای شبش، رباط چرخی در غوریان، رباط پریان و رباط سرخ در زندهجان ساخته شود، توسط اعراب بنایی جهت پذیرایی مسافران در قسمت غرب زندهجان ساخته شد که در تاریخ از آن به عنوان مطبخ یا مهمانخانهی شداد یاد میشود. به احتمال قدیمیترین بنایی که به منظور استراحت و سکان مسافران خسته از راه در هرات بنا یافته، بنای مطبخ یا مهمانخانهی شداد است.
از آنجاییکه تمدن اسلامی نخستین تمدن ملت عرب نبوده و پیش از تمدن اسلام مردم حمیر، کهلان و سباء، واسطهی تجارتی شرق و غرب بوده زیرا کشور یمن در آن موقع میان چند کشور متمدن واقع شده بود و چون خاک یمن حاصلخیز بوده عربهای قحطانی زودتر از عربهای عدنانی متمدن شدهاند. دولتهای حمیر، سباء و کهلان از میان اقوام قحطانی برخواستند و با فرعونهای مصر و پادشاهان بابلی و آشوری همزمان بودند و شهرهای نامیشان چون مارب، صنعاء و سباء میباشد. علاوه بر این دولتها، ملل و دول دیگری از میان اعراب پدیده آمده که فقط اسمشان باقی مانده است و مشهورترین آن قوم عاد، ثمود، طسم، جدیس و عمالقه میباشد.
عاد که خود کلان قوم خود بوده پس از وی پسرش بهنام شداّد نیز یکی از سلاطین قوم عاد بوده است. شداّد در احقاف شهری بنا کرد بهنام ارم، که مساحت آن ده فرسخ در ده فرسخ بوده و آن را بهشت شداد مینامیدند. ستونهای آن از سنگهای سیاه و سفید یمن و روپوش ستونها از لوحههای نقره از اندود ساخته بود. قومی که از آن در قرآن هم یاد شده است. «عادِ و ثمودٍ».
در فوشنج یک خرابهای اکنون نیز وجود دارد که بهنام (مطبخ شداّد) یاد میشود و گویا از بناهای شداّد پسر عاد میباشد. گویند از این مطبخ به خدایخانه رباطپی در جنوب زندهجان غذا میرساندند و از این مطبخ تا رباطپی نفر ایستاده و غذا را دست به دست بدانجا انتقال میدادند. همچنان گویند شداد از کوه رباطپی فوشنج تا این مطبخ لولهای سفالین بههم وصل کرده بود و چوپانان شیر گوسفندان و بزها را در کوه میدوشیدند و در لولهها جاری میساختند. تا به این طریق شیر به مطبخ شداد میرسید.
اکنون مطبخ شداّد در غرب زندهجان و شرق غوریان موقعیت دارد و جز ویرانهای بیصدا چیزی از آن باقی نمانده است و هر روز در حال خرابی است.
از طرفی، به داخل صحرا حوزههای امنیتی شهر فوشنج قرار داشته و یکی از این حوزهها بهنام کورکی (اورنک و کورنک) مسمی است. در این منطقه بازاری وجود داشته که اکنون نیز آثار کمی از آن هویدا است، این بازار مرواریدفروشی بوده که فعلاً به منطقهای از همین صحرا بهنام بیجه مروارید یا آیش مروارید گفته میشود که همین منطقهایست که اکنون مطبخ شدّاد در آن واقع شده است.
بخشی از این زمینهای اورنک و کورنک که در غرب فوشنج قرار دارد بهنام بازارک و منطقهای بهنام شیوان نیز یاد میشود و بازارک، یکی از بازارچههای شهر فوشنج بوده که در اینجا قرار داشته و شیوان گویا محل زیست یکی از شاهان قدیمی شهر فوشنج بوده است و منطقهی بازارک و شیوان که در جنوب مطبخ شدّاد واقع است دامنهی بسیار کلانی داشته که از جنوب خیابان زندهجان کنونی شروع الی کانال زندهجان و از طرف شرق از جوی بازارک شروع الی روتک (رودتک – رود کوچک) ادامه دارد.
برخی را عقیده بر آن است که عاد دو پسر داشته یکی شدّاد و دیگری زردّاد و هر دو برادر مدت زیادی در فوشنج بهسر برده و آبادیهایی انجام دادهاند. این گفتهها میتواند به حقیقت نزدیک باشد، زیرا در فوشنج کاریز یا قناتی است بهنام کاریز زرداد، که یکی از کاریزهای بسیار قدیمی فوشنج میباشد و گویند بانی آن زرّداد برادر شدّاد بوده است.
برخی بنای مطبخ شداد را به شاهداد هم نسبت میدهند. شاهداد از دامداران ثروتمند این ناحیه بوده که چند گله گوسفند داشته و شیران گوسفندان را در بین این مطبخ فرآوری مینموده و آن را به شهر هرات میفرستاده است. شاهداد بنا بر گفتهی بزرگان و زمینداران با سابقهی این مکانی که سلسلهی نسبشان به خودش میرسد، حدود پنج قرن پیش در این مکان میزیسته است.
Post #456
1.13K
- ❤ 3