من “زندهجان”ی زیر آوارم
که بخت من روی گسل خفته
راهی ندارم غیر جان دادن
دنیا به من آش بدی پخته
دنیا که سازش سخت ناکوک است
هر تار او فریاد غم دارد
بازیگران صحنهٔ مرگیم
دنیای ما سر زنده کم دارد
من زندهجان مرده ای هستم
در زیر سقفی که سرم خورده
در انتظار آن”گدویی” که
سودای من را از سرش …برده
در انتظار آن طلوعی که
این مردهجان را زنده میسازد
در این نمایش نامهٔ غمگین
ختم قشنگی را میآغازد
گر چه که بستر بر گُسل دارم
من زندهجانم زنده میمانم
من خو به ویرانی ندارم نه
میسازم و سازنده میمانم
افسانه واحدیار
پ.ن. زنده جان: ولسوالی در ولایت هرات که زلزله ویرانگری را دو روز پیش تجربه کرد.
پ.ن. گدو: شخصیتی در نمایش نامهٔ «در انتظار گدو» اثر ساموئل بکت.
@ml_rustami
Post #265
1.31K
- 👍 7
- 🥰 1