گویی این حافظ در سدهی پانزده زندگی میکرده نه هشتم!
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
ای کبک خوش خرام کجا میروی بایست
غره مشو که گربه زاهد نماز کرد
حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا بینیاز کرد
باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
بخورد بادهات و سنگ به جام اندازد
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو
@ml_rustami
Post #222
2.43K