نقل است که چون از مکه میآمد به همدان رسید. تخم معصفر خریده بود. اندکی از او به سر آمد، بر خرقه بست. چون به بسطام رسید یادش آمد. خرقه بگشاد، مورچهای از آنجا بدر آمد. گفت: ایشان را از جایگاه خویش آواره کردم. برخاست و ایشان را به همدان برد. آنجا که خانهی ایشان بود بنهاد...
#تذکرة_الاولياء
@ml_rustami
Post #217
2.66K