غزلی مال دو سال پیش که البته با چکشکاری شد این:
شب ابری تو را از چشمهای برکه پنهان کرد
هلاکویی شد و بغداد را اینگونه ویران کرد
غرورم را شکست از رونقم انداخت دوریت
شبیه آنچه با لات و هُبَل آیات قرآن کرد
تماشای تو و نارنج و چاقو دست خونآلود
مرا در خانهاش دنیا بدین منظور مهمان کرد
همیشه اخم کردی ورنه با لبخند تو میشد
که صدها اسقف و مرتاض و موبد را مسلمان کرد
دلی با رفتنات پاشیده از هم زندگیواری
دقیقا آنچه را با خشتهای خام باران کرد
من از این شعرها طوطی برای خویش میسازم
همان کاری که داشآکُل به پای عشق مرجان کرد
بیا برگرد وقتی پشت سر یک پل به جا مانده
بیا! زخم زبان را میشود با بوسه جبران کرد
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
Post #127
2.34K