اگر داستان مزرعه حیوانات جور دیگهای رقم میخورد که حاکمیت خوکها همچنان برقرار باشه و بعد در اون شرایط داستان تا زمان مرگ ناپلئون ادامه پیدا میکرد:
حدس میزنم اینجوری میشد که خوکها تمام ثروت مزرعه رو خرج میکردند، تمام نیروهاشون رو اجیر میکردند تا مزرعه رو شلوغ کنند و حیوانات رو به اجبار به صورت شبانهروزی به کار میگرفتند تا مراسم عظیم و بزرگی برای ناپلئون بگیرند و ثابت کنند که برخلاف همه چیز، برخلاف تمام تاریکیها و ستمهای رخ داده، ناپلئون پرطرفدارترین حیوان مزرعه بوده و مرگ قهرمانانه و باشکوهی داشته.
مردم و حیوانات خارج از مزرعه احتمالا جمعیت حیوانات در حال کار و شرکت در مراسم رو میدیدند و با خودشون فکر میکردند که حتما ناپلئون محبوب و بر حق بوده و مراسمش شکوهآمیزترین واقعه قرنه. چون از دور، اطلاعی نداشتند که نیروی ستمگری بقای حیوانات رو هدف گرفته و مجبورشون کرده حتی برای مراسم ناپلئون هم به اجبار و با تمام توان کار کنند.
از دور، تنفر دستها و پاهایی که کار میکردند رو نمیدیدند و فقط به زرق و برق تابوت و جمعیت اطرافش توجه داشتند.
و این اتفاقی بوده که هرگز در مزرعه حیوانات نیفتاده، ولی این که من میتونم با این حجم از جزئیات براتون توضیحش بدم یعنی حتما در شهر دیگهای اتفاق افتاده و این یعنی اون شهر حتی نسبت به مشهورترین اثر ادبیِ ویرانشهری دنیا هم ویرانتره.
Post #2446
104
- 👏 1
- 😢 1