کلا هر چی بیشتر میگذره بیشتر حالم شبیه حال عمومی موزبی خراب میشه.
حالا شما تصور کنید این بچه خوشگل به عنوان یه معمار معروف با اون همه دوست و رفیق، تو ناف نیویورک زندگی میکرد و دغدغه اینو داشت که چرا زن نداره باهاش ازدواج کنه.
من این جا تو آرنج تهران نشستم، معمار نیستم، معروفم نیستم، دوست و رفیقای تدم ندارم، زن داشتنم برام خارج از بحثه.
به این شکل اگه جفتمون توی گودال سیاه افسردگی افتاده باشیم هم باز تد موزبی میتونه از من به جای پله استفاده کنه بره بالا چون من قطعا پایینتر افتادم.
Post #2405
114
- 👍 3