نمونهای از حرفهای عجیبغریب و نامتعادل و خلوضعانهای که من تا به حال توی این چنل نوشتم و شما راحت ازشون رد شدید:
"اگرم من یه روز عاشق شدم بدونید همش تحت تاثیر آهنگای Hozier بوده."
"دوست دارم یه نسخهی جدید از توایلایت بسازن که توش کریستین استوارت هم بلا باشه هم ادوارد."
"خریدن بلیت قطار توی این عصر خیلی کار جادویی و فانتزیایه."
"فقط خوشحالم که دیگه به سنی رسیدم که مجبور نیستم تکالیف نوروزی انجام بدم."
"نارگیل چرا پستاندار حساب نمیشه؟ هم مو داره هم شیر میده."
"آره این روزا حالم بهتره اما بازم اگه یه مه غلیظ در امتداد خط افق ببینم توش محو میشم و دیگه هیچ وقت برنمیگردم."
"نمیفهمم چطوری دنبال اینید که چشم سوم داشته باشید من با همین دوتا که دارم از چیزایی که میبینم راضی نیستم."
"به طور خلاصه، برای هر کاری که میکنید صددرصدتون رو بذارید مگر اهدای خون."
"۴۵ دقیقه داشتم به خودم میخندیدم چون یه ارتش از بطریهای آبمعدنی رو تصور کردم که دارن به یه آدم حمله میکنن."
"یه روز دیگه هم گذشت که صبح خواستم دنیا رو فتح کنم ولی چون خوابم میاومد دوباره گرفتم خوابیدم."
"عجیب دلم میخواد مسئول کتابخونه باشم چون به خاطر این که به ملت بگم خفه شن حقوق میگیرم!"
"رسما یادگیری زبان لاتین رو شروع کردم. فعلا تنها انگیزهام اینه که اگه روح یه امپراتور جذاب از روم باستان اومد سراغم و ازم خواست به سرگردانی سههزار سالهاش پایان بدم بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم."
"یه فصل دیگه هم اینجوری گذشت که به زردآلو قول دادم عاشق حقیقیش باشم و تمام وفاداری و محبت و احساسات خالصانهام رو به پاش بریزم و بعد که آلو قطرهطلا از راه رسید در کسری از ثانیه زدم زیر تمام قولهام و باهاش به زردآلو خیانت کردم."
"خدا میتونست به راحتی برای طراحی شخصیت من از هرکدوم دیگه از کاراکترهای سریال فرندز الهام بگیره ولی به جاش تصمیم گرفت من رو مثل چندلر کنه که این یعنی خصومت شخصی. "
"بازداشت خانگی یعنی به طرف میگن برو تو خونت بمون به کار زشتی که کردی فکر کن؟"
"من و ایکاروس عملا یه نفریم با این تفاوت که خورشید برای من مهلت تحویل کارامه و بال پروازم از مهارت مدیریت زمان افتضاح و عادت زشت دقیقه نودی بودنم درست شده."
"درسته که شبیه آدمای جذاب و خوشگل نیستم ولی چیزی که مهمتره اینه که خداروشکر شبیه عکس کارت ملیمم نیستم."
"واقعا فکر نمیکنم دست و پا چلفتی باشم، فقط فکر کنم در و دیوار و زمین ازم متنفرن."
"شترمرغ برادر دینی بقیه پرندههاست."
"خدا منو ببخشه ولی هر موقع دستم به این میلههای وسط مترو میرسه حس میکنم باید رقص میله برم."
"کاش میشد انار رو هم مثل سیب گاز زد."
"عدد منفی یعنی عددی که حالش بده؟ منفی بافه؟ افسرده است؟ داره خودکشی میکنه؟ چیه مشکل عدد منفی دقیقا چرا منفیه آخه؟"
"نقطهی قوت من اینه که تحت فشار خوب کار میکنم. نقطهی ضعفم هم اینه که اگه تحت فشار نباشم کلا کار نمیکنم."
"سرماخوردگی هر چقدرم که گند باشه ولی باعث میشه تلفظ فرانسوی آدم خیلی خوب بشه. دارم خفه میشم ولی عوضش قشنگ انگار تو ناف پاریس به دنیا اومدم."
"فقط میخوام بدونی که یه نفر بهت اهمیت میده. اون یه نفر من نیستم ولی بالاخره یکی بهت اهمیت میده."
"بهترین نکته راجع به ورزش کردن و سالم غذا خوردن اینه که میدونی آخرش بالاخره میمیری و دیگه مجبور نیستی به این فلاکت ادامه بدی."
"وقتی من مردم بیخودی روی سنگ مزارم ننویسید شادروان. روان من از پنج شیش سالگی به بعد دیگه هیچ وقت واقعا شاد نبوده."
"انگیزهی من اینه که همیشه جوری زندگی کنم که اگر پروفسور مکگوناگل منو ببینه ازم راضی باشه."
"من آماده نیستم توی دنیایی که به همین راحتی طلق و شیرازه رو محو کرده زندگی کنم."
"در صورتی که یه فاجعهی آخرالزمانی پیش بیاد بهشت زهرای تهران بهترین جا برای مخفی شدنه."
"آنتون چخوف به چشم برادری خوب چیزی بود."
@mkbroadcasting 📻
Post #2143
117
- 🤣 3
- 👍 2