او از موسیقی مثل سپر استفاده میکرد و پشتش پناه میگرفت که از احساساتش در آن لحظه حرف نزند. قرار بود برگردانمش سرخط، ولی تازه فهمیدم که این خود موضوع است. او با همین حس کردن موسیقی و حس کردن خاطرات و دلافسردگیاش ذهن خود را باز میکرد.
زندگی ناممکن - متهیگ
Post #95
14
- ❤ 2