زن در شاهنامه (قسمت سوم)
فرانک
مادر فریدون و همسر آبتین، پس از کشته شدن آبتین به دست روزبان ضحاک، فرانک فرزندش را در خطر نابودی به دست ضحاکیان میبیند، ضحاک خوابی دیده است، در پی فریدون میگردد تا او را نابود کند، فرانک میداند فریدون فرزند او تنها کسی است که بر ستم ضحاک پایان خواهد داد. برای نگهداشت فریدون از ضحاکیان از هیچ تلاشی دریغ نمیکند، او فریدون را به مرغزاری میبرد به مردی میسپارد که گاوی شیرده دارد. فرانک از او میخواهد تا فریدون را چندی در پناه خود نگهدارد.
خــــردمـــنـــد-مـــام فـــریـدون چـو دید
کــــه بــر جــفـت او بـــرچـنـان بـــدرسـیـد
فـــــــرانــــک بــــُدش نــام و فـــرخنده بود
بــه مــــهـــر فـــریـــدون دل آکـنـده بود.
.
ســـــه سـالش پـــدر وار از آن گــاوــیر
هــــمی داد هـــشــیـــار زنــهار گــــیـــر
اما کوشش ضحاک برای فریدون فزونی میگیرد، فرانک کودکش را میستاند، راهی البرز کوه میشود مردی پارسا میبیند فریدون را به او میسپارد و میگوید:
بـــدان کــــاین گـــرانـمـایـه فــرزنـد مـن
هـــمی بـــود خــواهــد ســـرانــجـمـــن
دوباره فرانک تنها میگردد سالها میگذرد کاوه قیام میکند مردم را فرا میخواند تا همراه او به سوی فریدون روند تا ستم ضحاک را پایان دهند، فریدون از قیام مردم آگاه میشود. پیش مادرش میرود تا آماده کارزار شود فرانک فریدون را پند میدهد. تا در مبارزه خویش آگاهانه پیش بتازد برایش از پیشگاه یزدان چنین میخواهد.
بــــه یـــــزدان هــمی گــفت: زنـهار من
ســـپـردم تـــرا ای جـــهــانــدار مـــن
بـــــگـــردان زجــانــش نـهــیـب بــدان
بـــپـــرداز گـــیـــتــی ز نــا بــخـردان
.
فریدون به همراهی مردم ضحاک را شکست میدهد. فرانک چون خبر پیروزی فرزند را میشنود، میگوید:
نــیـایش کنان شـــد سـروتـن بـشـست
بـه پـــیــش جـــهــان آفریـن شـدنـخست
یــکی هــفـتـه زیــن گـــونـه بـخشید چـیـز
چــنـان شــد کـه درویـش نــشـنـاخت نیز
سپس جشن برپا میکند، گنجها به او میبخشد و پندش میدهد:
تـــــــرا بـــــاد پـیــروزی از آســــمــان
مــبـادی بــه جــــز راد ونـــیــکی گــمــان
#تاریخ
#ایران_باستان
#هویت
#پانترکیسم
#فرهنگ
#ادبی
قسمت های قبل:
https://t.me/mghlte/7816
https://t.me/mghlte/7828
Post #8204
419
عصر روشنگری زن در شاهنامه (۲) درباره «گردیه» خواهر «بهرام چوبین» در جنگ با «خاقان» چنین میخوانیم: بدو گردیه گفت کاینک منم که بر شیر درنده اسب افکنم همان خواهر پهلو نامدار بنیزه در آمد بنزد سوار یکی نیزه زد بر کمر بند اوی که بگذاشت حفتان و پیوند اوی چون از پشت باره…Telegram مجلهی اینترنتی عصر روشنگری زن در شاهنامه ( ۱ ) در شاهنامه درباره بانوی جنگاور ایرانی «گردآفرید» در جنگ با «سهراب» چنین میخوانیم: کجا نام او بود گردآفرید که چون او به جنگ اندرون کس ندید بپوشید درع سواران جنگ نبود اندر آن کار جای درنگ نهان کرد گیسو بزیر زره بزد بر سر ترگ رومی…
- 👍 3