"بی دینان بی معرفت"
✍️ فرهاد قنبری
همانگونه که "دین بدون معرفت" در نهایت به دگماتیسم خشک و عبوسی منتهی میشود که به راحتی آب خوردن سر انسانها را از تن جدا می کند و فجایع و جنایت هایی شبیه جنایات داعش و طالبان و القاعده را رقم می زند، "بی دینی بدون معرفت" هم ممکنست به جریانات دین ستیز و انسان ستیزی منجر شود که همگان را با خط کش دیندار و بی دین مورد سنجش قرار دهد و هر چیزی که رنگ و بوی دینی دارد را با نفرت و خشونتی مهار نشدنی نفی نموده و خواهان نابودی آن باشد.
جامعه ایران به واسطهی چند دهه حاکمیت گفتمان دینی که در برخی برهه ها با سخت گیری ها و دخالت های فراوان در حوزه خصوصی زندگی شهروندان همراه بوده، باعث شکل گیری پاد(ضد) گفتمانی به نام بی دینی بدون معرفت ( بی دینی که گریز و دوری جستن از دین را نه بر اساس گرایشات و تعلقات فکری و فلسفی بلکه بر اساس نفرت و خشونت و دین ستیزی و مقاومت در برابر گفتمان حاکم انتخاب کرده است) شده است که با هر چیزی که رنگ و لعاب و بوی دین و دینداری می دهد به مبارزه رفته و با ادبیاتی خشن و پر از نفرت در پی انتقام از آنست.
در این پادگفتمان دین ستیز (که در ضدیت با گفتمان حاکم شکل گرفته) به عبدالکریم #دکتر_سروش و #شریعتی و در کل روشنفکری دینی بدون آنکه هیچ کتاب و مطلبی از اندیشه آنان را مطالعه کرده باشد با شدیدترین و رکیک ترین توهین ها حمله می شود، به صرف اینکه آنها را نمایندهی گفتمان دینی و دینداری و دفاع از حیات دینی تلقی می کند. یا واکنش این طیف به قتل طلبه همدانی توسط یکی از الوات این شهر را به خاطر بیاوریم. در این حادثه صفحه قاتل پر بود از کامنت ها و لایک هایی که او را با القاب قهرمان و پهلوان مورد ستایش قرار می داد و بدون آنکه به دنبال آگاهی از شرایط زندگی و جرم یا بی گناهی مقتول باشد، او را به صرف طلبه بودن مستحق قتل و مرگ می دانست. یا برخی واکنش ها به خبر درگذشت دکتر داود فیرحی را به خاطر بیاوریم. این عده با دیدن چهره و تصویر آقای فیرحی و به صرف اینکه ایشان لباس روحانیت به تن دارند [و بدون کوچکترین شناختی از ایشان و حتی احساس نیاز به شناختی] خود را محق می دانستند که با زشت ترین و رکیکترین توهین ها به ایشان حمله ور شوند و در مقابل هر اعتراضی هم زبان به درشت گویی و فحاشی گشوده و به اسم مدرنیسم و عقل گرایی، همه را عقب مانده و متحجر خطاب کرده و کورکورانه بر شعله کینه و نفرت عمومی بدمند.
حکایت این طیف که خود را در مقام اپوزسیون رادیکال و خواستار تغییرات بنیادی است حکایت عجیب و ترسناکی است. توده هایی که از هر اندیشه و تفکر و متفکری گریزانند. کنش سیاسی را در فحاشی و درشت گویی به مسئولان و با تکرار کلیشه «سگ زرد و شغال» می دانند و توان و قدرت تشخیص خوب و بد را ندارند. به دم دستی ترین و مبتذلترین نحله ها و گرایش های سیاسی و فکری و هنری علاقه نشان می دهند. به شدت "غیر" ستیزند و هر آنچه که اندک بویی از نزدیکی به گفتمان حاکم و یا دین داشته باشد را با تندترین و زشت ترین شکل و ادبیات ممکن پس می زنند. درک چندانی از مفهوم آزادی ندارند. اخلاق و فرهنگ و اندیشه را واژههای پرطمطراق و دهن پر کن می دانند و با هر دریافت و فکری جز دریافت و فکر خود، دشمن خونیند.
پ.ن: بی شک حق طبیعی هر اهل فکری ست که منتقد شدید فیرحی و سروش و هر کس دیگری باشد، حکایت این مطلب نه منتقدان بلکه فحاشان و... ست.
پینوشت ادمین:
۱-واژهی سکولاریسم با بی دینی جایگزین شد ، چون جدایی ارزش از واقعیت و -احتمالا- پراگماتیست بودن جزیی از سکولار بودنست.
۲- عموم افرادی که مد نظر مقاله است ( مثلا سلطنت طلب ها ) یک گرایش ایدیولوژیک دینی ( اسلام ، زرتشتی ) یا شبه دینی ( ناسیونالیسم افراطی ) دارند که آن مواضع را در قضاوت خود بصورت عیانی دخالت میدهند و بنابراین اطلاق واژهی سکولاریست برای آنها صحیح نیست.
#سکولاریسم
#پراگماتیسم
#پروژه_ایرانشهری
#روشنفکری_دینی
@mghlte | عصر روشنگری
@JAAMEbaaz | فلسفهی علوم اجتماعی
▪️لباس زیبا
▪️ عملگرایی
▪️فقط به اسلام عزیز توهین نشود
▪️ روشنفکری دینی
Post #6128
229