👁🗨 نگاه تحلیلگران: "برای آنان که از رایدادن پشیماناند..."
👈 دکتر مرتضی #مردیها ، نویسنده و استاد دانشگاه، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
🔅برای آنان کِی از رأی دادن پشیماناند و انگشت تحسُّر به دندان همیگزند کِی چرا به جزای آن وفا چنین جفایی بر آنها رفت، و نیز پاسخ آوردن آنها را کِی از ماست که بر ماست!
✍ فراواناند افراد، از عامی و عالم، که به رؤسای اصلاح بد میگویند و آنها را با اوصافی وصف میکنند که از نادان و ناتوان شروع شده، به گیج و گول میرسد، و گاهی تا دروغزن و دغلکار، و شاید حتی شریک دزد و رفیق قافله ادامه مییابد.
✍ این طعن و لعن به درجاتی هم دامن کسانی را میگیرد که زمانی به مشارکت در انتخابات ترغیب کردهاند. پرسشی طعنهآمیز هم از آنها میشود دال بر اینکه، آیا حالا دیگر فهمیدهاند که اشتباه میکردند یا هنوز هم اسیر همان خیالاتاند.
✍ من از زمرهٔ اصلاحطلبان حکومتی نبودهام. از برخی از این جماعت، چندان دل خوشی هم نداشته، و البته خوب میدانم که از این حیث دل به دل راه دارد. ولی از آنجا که، از قضا، غیر از نیمهای از وجود آکنده از میل و خشم و تعصب و غیره، نیمهای هم از عقل و انصاف بهره داشتهام. صواب نمیبینم، چنانکه مرسوم است، این را بهانهٔ خلط مباحثی کنم که کمتر چیزی جز غوغاگری ناکارساز از آن بیرون میآید.
✍ تا پیش از دومخرداد۷۶ در ایران کسی به اصلاحات فکر نمیکرد. مردم یا انقلابی بودند یا ضدانقلاب، و بخشی هم به تقریب بیتفاوت.
✍ در آن واقعهٔ خردادیه، بخشهایی شاید از این هر سه جماعت، بویژه اکثریت خاموش، گمان بردند که شاید بشود کاری کرد، و با حِدّتی حیرتآور گرد کاندیدایی جمع شدند که بعدها به رهبر اصلاحات معروف شد.
✍ هسته سخت قدرت ابتدا کمی دست و پایش را مقابل این خیزش نامنتظر گم کرد و اندکی عقب نشست؛ ولی به تدریج خود را بازیافت و آفند سنگینی را آغاز کرد که اوج آن ماجرای کوی دانشگاه بود.
✍ از نظر برخی، بهترین کار در آن مقطع این بود که رئیس منتخب با مردم بیپرده بگوید که قصد داشته بهبودهایی صورت دهد و نتوانسته، چون نگذاشتهاند؛ بنابراین، راهی ندارد جز استعفا. یا لااقل دور بعد نامزد نشود.
✍ اما (امایی که مهم است) بسیاری از مشاهیر خیرپیشه و نیکاندیشه با این نیامدن در دور بعد مخالفت کردند. و البته آنها در این عقیده تنها نبودند، انبوه چند ده میلیونی ما مردم هم گویا همفکرشان بودیم. این را بعداً شمار آرا نشان داد.
✍ بسیاری پرچمدار بیپرچم را به نامزدی مجدد تشویق کردند. چرا؟ بعید بود بعد از ماجرای کوی دانشگاه کسی هنوز چندان غافل مانده باشد که گمان بَرَد میتوان پشت رئیسجمهورِ اصلاحخواه جنبشی اجتماعی شکل داد و پیش برد.
✍ قدرت اصلی مستقر نشان داده بود که در سرکوبِ ساکتسازِ هر تقاضای تغییری تردید به خود راه نمیدهد. لهذا کسی بهدرستی ندانست چرا خاتمی نباید میرفت، یا باید دوباره میآمد.
✍ باری، گویا این احساس بود که بالاخره کاچی بهتر از هیچی است. یا به تعبیری فلسفیتر، با الهام از دکارت، بدترین رئیسی که در عرصه باشد، بهتر از بهترینی است که نباشد.
✍ اما گویا چنین نبود. چون دور دوم ریاست ایشان به شکل بدی سپری شد: انتظاراتی که ایجاد کرده بود برجای بود و او حتی دیگر حرف چندانی هم در آن مسائل نمیگفت چه رسد به عمل؛ که البته در ید قدرت او نبود...
@mghlte
🔅متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
#سیاسی
https://telegra.ph/برای-آنان-که-از-رایدادن-پشیماناند-12-31
سوگیری بردباختانگاری :
https://t.me/soogiri/15
مسئولیت عواقب تحریم انتخابات:
https://t.me/mghlte/3212
Post #2684
256