TGViewer
عصر روشنگری عصر روشنگری @mghlte · 1.34K subscribers
Post #2317 719
💠نیچه و ایرانیان💠

بخش چهارم

داریوش آشوری ✍

نیچه، سعدی، و حافظ

نامِ سعدی و حافظ گویا تنها نام‌هایى باشند که از ایرانِ دوره‌یِ اسلامی در نوشته‌هایِ نیچه آمده است. در ‏مجموعه‌یِ آثارِ نیچه در پاره‌یادداشتى یک نکته‌پردازی از سعدی نقل شده که ترجمه‌یِ آن چنین است: ’سعدی ‏از خردمندى پرسید که این‌همه [حکمت] را از که آموختی؟ گفت، از نابینایان که پای از جای برنمی‌دارند مگر آن ‏که نخست زمینِ زیرِ پای‌شان را با عصا بیازمایند.‘‏ ‏ این نکته‌اى ست که سعدی از زبانِ لقمان— نمادِ افسانه‌ایِ ‏خردمندی در ادبیاتِ عربی و فارسی— در دیباچه‌یِ گلستان می‌گوید:‌‎ ‌‏’لقمان را گفتند، حکمت از که آموختی؟ ‏گفت، از نابینایان که تا جای نبینند پای ننهند.‘‏ ‏ نیچه از این نکته‌پردازی هیچ تفسیرى نکرده است، امّا، بر ‏اساسِ فلسفه‌یِ نیچه، می‌توان گفت که این سخن نمودار خردمندی‌‌اى پرواگر و آهسته‌رو است؛ خردمندیِ ‌‏’نابینایان‘، که خردمندیِ نیچه‌ای درست رویارویِ آن می‌ایستد، یعنی خردمندیِ بینایِ بی‌باکى که ’آری‘گویان ‏می‌شتابد و خود را به دلِ زندگی و خطرهایِ آن می‌افکند، و از ’شتافتن لذّتى شیطانی‘ می‌بَـرَد.‏

امّا نیچه یکى از نمونه‌ها‌یِ عالیِ خردمندیِ بینایِ ’دیونوسوسی‘ِ خود را در حافظ می‌یابد نامِ حافظ ده بار در ‏مجموعه‌یِ آثارِ وی آمده است. بی‌گمان، دل‌بستگیِ گوته به حافظ و ستایشى که در دیوانِ غربی–و–شرقی ‏ از ‏حافظ و حکمتِِ ’شرقیِ‘ او کرده، در توجّهِ نیچه به حافظ نقشى اساسی داشته است. در نوشته‌هایِ نیچه نامِ حافظ ‏در بیشترِ موارد در کنارِ نامِ گوته می‌آید و نیچه هر دو را به عنوانِ قلّه‌هایِ خردمندیِ ژرف می‌ستاید.‏ ‏ حافظ نزدِ ‏او نماینده‌یِ آن آزاده‌جانیِ شرقی ست که با وجدِ دیونوسوسی، با نگاهى تراژیک، زندگی را با شورِ سرشار ‏می‌ستاید، به لذّت‌هایِ آن روی می‌کند و، در همان حال، به خطرها و بلاهایِ آن نیز پشت نمی‌کند (’بلایى کز ‏حبیب آید، هزار–اش مرحبا گفتیم!‘) این‌ها، از دیدِ نیچه، ویژگی‌هایِ رویکردِ مثبت و دلیرانه، یا رویکردِ ’تراژیک‘، ‏به زندگی ست.‏

در میانِ پاره‌نوشته‌هایِ بازمانده از نیچه، از جمله شعرى خطاب به حافظ هست: ’به حافظ. پرسشِ یک آبنوش.‘‏

آن می‌خانه‌ که تو از بهرِ خویش بنا کرده ای‏

گُنجا‌تر از هر خانه‌اى ست،

می‌اى که تو در آن پرورده ‌ای

همه‌–عالم آن را دَرکشیدن نتواند.‏

آن پرنده‌اى که [نام‌اش] روزگارى ققنوس بود،

در خانه میهمانِ تو ست،

آن موشى که کوه زاد، ‏

همانا——خود تو ای!‏

همه و هیچ‌ تو ای، می و می‌خانه تو ای،

ققنوس تو ای، کوه تو ای، موش تو ای،

تو که هماره در خود فرومی‌ریزی و ‏

هماره از خود پَر می‌کشی—‏

ژرف‌ترین فرورفتگیِ بلندی‌ها تو ای،

روشن‌ترین روشنیِ ژرفاها تو ای،

مستیِ مستانه‌ترین مستی‌ها تو ای

‏——— تو را، تو را —— با شراب چه کار؟‏


https://t.me/mghlte
Telegram عصر روشنگری حق‌را بشناس اهل حق‌را خواهی شناخت. فلسفه های معرفت/ذهن/زبان/سیاست/حقوق/اقتصاد/تکامل/اخلاق/مذهب/هنر/ریاضی/فیزیک/ زندگی/موفقیت/شهوت مثال زنده‌‌ مغالطات آرشیو با تفکیک موضوعات: t.me/mghlte/2227
  • 👍 1
More from @mghlte
  1. Oct 8, 2026سوگیری‌ شناختی شماره ۱ 💠فرضِ عامل هوشمند💠 این سوگیری ، تمایل ذاتی انسان‌ها برای در نظر گ…
  2. Oct 8, 2026بر اساس ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، یک درجه‌دار انتظامی در مدرسه‌ای دخترانه ب…
  3. Oct 8, 2026🎈 خون به خون شستن؟ | چرخه خشونت و حکایتی از کلیله و‌ دمنه سهند ایرانمهر #خشونت_پرهیزی @Nv…
  4. Oct 8, 2026این داستان طاعون روسی عجب رسانه ای شده . دوستان گمانم بد نیست در جاهایی که مخاطب دارن چند…
  5. Oct 8, 2026من یک خبر خوبی برای مردم افغانستان دارم.... ما در چابهار یک منطقه را به افغانستان اختصاص م…
  6. Oct 8, 2026سازمان عفو بین‌الملل در گزارش تفصیلی خود درباره‌ی خیزش زن، زندگی، آزادی می‌گوید در جمهوری…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →