پدر گفت: ای پسر! خیال محال از سر به در کن و پای قناعت در دامن سلامت کش که بزرگان گفتهاند دولت نه به کوشیدن است، چاره کم جوشیدن است.
کس نتواند گرفت ، دامن دولت به زور
کوشش بی فایدهست ، وسمه بر ابروی کور
اگر به هر سر موییت صد خرد باشد
خرد به کار نیاید چو بخت بد باشد
#گلستان #سعدی
در باب #قناعت
#جهان_دادمند
#سازگاری
#ادبی
#حکایت
#داستان
#فلسفه_زندگی
https://t.me/mghlte
مطالب مربوط:
حکایت ۲۷ گلستان
شایستگی یا شانس؟
مغالطه جهان دادمند
افسانه اراده آزاد
Post #2141
433