شاید خیلیامون دوره هایی از اضطراب، استرس فلج کننده و حتی ترس از باختن در موقعیتی که برامون خیلی مهمه رو تجربه کرده باشیم.
شاید این افکار ذهنی، تا تغییرات جسمی هم رسیده باشه مثل تپش قلب، احساس لرزش، عرق کردن، و درواقع یه حسِ عجیبِ اذیت کننده انگار یه سگ داره دنبالت میکنه 🐺
اما ایا واقعا اون بیرون یه سگه؟
یا همه چیز فقط در ذهن ما داره اتفاق میفته؟
قضیه از این قراره که سالها پیش انسان برای بقا (همون فرار کردن از گرگ و سگ و..)، سیستم هایی رو در خودش تقویت کرد که اون رو در وضعیت آماده باش قرار بدن. ترشح هورمون های اپی نفرین و نوراپی نفرین و فعال شدن سیستم سمپاتیک. که نتیجش افزایش تمرکز روی موقعیت و فرارِ به موقع از دست یه خرس وحشی بود! 🐻
اما چرا ما همون احساس ها رو تجربه میکنیم؟
چرا ما درون خودمون هیولایی میسازیم که شب و روز به ما حمله کنه و ما رو از زندگی بترسونه؟
🥣 مواد لازم برای تهیه هیولا!
احساس گناه، باید های زندگی، کمال گرایی، انتقاد از خودمون یا بقیه، خودکم بینی، افکار منفی، اغراق، دلواپسی، احساس شکست، خواب نامناسب +
یه تغییر جدید و بزرگ توی زندگی، دوره طولانی تنش، یک دوره بیماری زنانه یا تغییرات هورمونی، یه فشار کاری مسخره، یه دوران کودکی ناشاد، زمینه بیولوژیک یا خانوادگی..
پس:
ما یه پیش زمینه از افکار منفی داریم، که موقعیت های اضطراب آور هم بهش اضافه شد، و روی همش هم حساسیت های جسمی سوار شد و ما الان، یه هیولای شخصی داریم! 😈
فرض کنید همه چی مرتبه، ناگهان احساس ترس و وحشت میکنید، سعی میکنید از تصورات ترسناک فرار کنید، وارد الگوی اضطراب میشید (احساس غش و ضعف، لرز، تعریق، تپش قلب...)، نمیتونید بفهمید چرا یهو اینطور شدید، و وقتی همه این حس ها فروکش کرد، میبینید هیچ اتفاق خاص و خطرناکی نیفتاده...امااا
حالا... مشکل اصلی کجاست؟
اینکه مغز شما مراقب هیولا میمونه و اون رو زیر نظر میگیره 🙄
و چون نمیدونید اون هیولا از کجا پیداش شده، همش میترسید دوباره برگرده و همین باعث شروع یه نگرانی بی پایان میشه!
وقت زیادی رو فکر میکنید که هیولا دوباره کی میاد؟ یا چطور میاد؟
با ریزبینی کوچک ترین تغییرات جسمی رو زیر نظر میگیرید یا حتی اغراقشون میکنید،
ذهنتون در وضعیت هشدار قرار میگیره. دائم در حال فکر کردن هستید. پس صبح که بیدار میشید، عصبی و بداخلاقید 😡
و این شرایط باعث میشه احساس گناه کنید 🫠
همیشه دقت کنید که اون هیولا:
▫️یه نیروی اهریمنی و بیگانه نیست
▫️مجازات خدا برای شما نیست
▫️در اثر زیادی تلویزیون و اینستا دیدن هم بوجود نیومده
🔹 هیولا، حاصل حساسیت های جسمی خود ماست
🔹 همون افکار ترسناک خودمونه
🔹خودِ خودمون اون رو ساختیم و پروروندیم و افریده ی ماست!
البته همه هیولا ندارن، هیولا داشتن هم شرایط خاصی داره مثل:
🔸من خیلی درمورد چیزاهایی که ممکنه اتفاق نیفتن نگران میشم
🔸انتظار دارم از پس هرکاری بربیام
🔸تمام تلاشم رو میکنم که کامل و بی نقص باشم
🔸در مقایسه با دیگران، چیزی کم دارم
🔸انتظار دارم همه از من خوششون بیاد و برعکس
🔸اغلب متهم به زیادی احساساتی بودن میشم
🔸بیشتر اوقات از ظاهرم خوشم نمیاد
🔸به خودم فشار زیادی میارم
🔸احساساتم به راحتی سرریز میکنه
و...
حقیقتش دیگه خیلی نوشتم 😅
اما راهکار های کتاب رو که روی کاغذ نوشته بودم داخل کامنت میگذارم. اگر دوست داشتید بخونید 🤍
کتابی کوتاه و به شدت پیشنهادی!
📚 من و زندگی با هیولای درون
رهنمون های تصویری برای مهار حملات اضطراب
نوشته بو ایسبت