t.me/memoryofmurder
سالِ آخرِ دبیرستان بود و او بیش از آنکه به زنگها و کلاسها تعلق داشته باشد، به جهانی شخصی وابسته بود که درونش جریان داشت. هندزفریها، همواره چون پلی نامرئی، او را از همهمهی اطراف جدا میکردند و به جایی میبردند که دیگران راهی به آن نداشتند.
در خلوت خود نقاشی میکشید.
اما نه صرفاً برای سرگرمی، بلکه برای بازآفرینی آنچه در ذهنش شکل میگرفت. مهارتش به اندازهای بود که میتوانست خطوط مبهم خیال را به چهرههایی قابل لمس بدل کند. چهرههایی که گاه واقعیتر از انسانهای اطرافش به نظر میرسیدند.
در میان تمام طرحهایش، یک تصویر بیش از همه تکرار شده بود؛ معشوقی که هرگز وجود نداشت، و با این حال حضوری انکارناپذیر در تمام صفحههای دفترش داشت.
چهرهای که با هر بار کشیده شدن، دقیقتر میشد.
گویی او نه در حال خلق، که در حال بهیاد آوردن کسی باشد.
کلاه هودیاش را پایین کشید تا صورتش را بیشتر از پیش پنهان کند؛ اما پنهان شدن هرگز برای او ممکن نبود. چراکه حضورش و تمام آنچه که در او وجود داشت، ناخواسته توجه را به سویاش میکشید. دستبندی رنگی روی مچش، بند کفشهایی که هرکدام رنگی متفاوت داشتند، جورابهایی که بیتوجه به قواعد نانوشته، با طرح و رنگهایی خیالانگیز انتخاب شده بودند، یا حتی بندهای هودیاش که هر کدام رنگی داشتند و با دقتی بینظیر بافته شده بودند.
در میان آن همه سیاهی، این رنگها امضای او بودند.
در راهروی مدرسه، روی زمین نشسته بود.
جایی میان کلاسها، اما دور از آنها.
زمانی که باید پشت نیمکت مینشست، او آگاهانه غیبت را انتخاب کرده بود.
نه اینکه در درک چیزی ناتوان باشد، فقط به هر چه که در آن کلاس میگذشت، بیمیل بود. آنچه در کلاس جریان داشت، بیش از حد ساده و قابلپیشبینی بود و ذهن او در جستوجوی پیچیدگی. چیزی که نیاز به کشف داشته باشد، چیزی که او را درگیر پیچ و خم خود کند. چیزی که او را به چالش بکشد. چون بدیهیات هیچوقت برای او جذابیتی نداشتند.
دفتر طراحیاش را روی زانوهایش گذاشته بود و مداد میان انگشتانش با اطمینان حرکت میکرد. خطوط یکی پس از دیگری شکل گرفتند تا چهرهای دیگر از همان حضور آشنا متولد شود.
وقتی کارش به پایان رسید، لحظهای مکث کرد و به تصویر خیره ماند، مثل کسی که به آینهای قدیمی نگاه میکرد. و برای لحظهای شناخت و تردید به یکدیگر رسیدند و بعد با همان سرعت محو شدند ..
در کنار نقاشیاش نوشت:
"چگونه میتوان مُرد، وقتی هرگز به راستی زنده نبودهای؟"