دل به دریا زدهام دیده به دریا، بازآ
نه دگر چشم به راهم نه تمنا، بازآ
عهد بستم که دگر نام تو بر لب نبرم
گرچه دشوار بود ترک تو ای یار، بازآ
رفتی و سوخت دلم سوخت ولی دم نزدم
من که میسوختم از عشق تو این بار، بازآ
نه تو را منع کنم، نه ز تو شکوه کنم
لیک دیگر نکنم خویش گرفتار، بازآ
گرچه در سینه هنوز آتش عشقت باقیست
من دگر در پی تو نیستم ای یار، بازآ
Post #11167
41