ما مسئولیم برای اینکه اونطور که میبایست نجنگیدیم، مسئولیم برای اینکه همه توانمون، تمام شور و هیجانمون رو به کار نبردیم تا بقیه رو، آدمهای اطرافمون رو متقاعد کنیم، مسئولیم چون دندانهامون رو فشار ندادیم رو هم و محکم ضربه نزدیم.
مردها و زنها و بچهها به سوی مرگ فرستاده شدن. خانوادههایی یهجا قتلعام شدن، شکنجه شدن، و ما همچنان زندگی حقیر هر روزۀ خودمون رو ادامه میدیم، بیاختیار عین ماشین، مثل آدمهای تنگنظرِ بخیل. وقتی همۀ اینها بگذره و این رؤیای هولناک از بین بره، نفس راحتی میکشیم و در رژۀ پیروزی شرکت میکنیم. برای نجاتدهندگان شجاعمون دست میزنیم و از اینکه به این راحتی قسر در رفتهایم در پوست خود نمیگنجیم.
به سلامتی هم مینوشیم. وطنفروشها، مبارزها، فرصتطلبها و سودجوها، همه، غرق در همون شور و شعف. گاهی آرزو میکنم که جنگ تا ابد طول بکشه که مجبور نشم این وضع رو تحمل کنم.
از نمایشنامهٔ «ضیافت درندگان»
واهه کاچا
ترجمهٔ شهلا حائری
✅@mellimazzhabi
Post #52160
578

- ❤ 1
- 😢 1