شـــــایستــــــــــه ستــــــــــایـــــش
برای من تو همیشه خورشیدی , خورشیدی که نورش به دنیامی تابد وزندگی می بخشد .برای من توهمیشه دریایی .دریایی که حتی اگرطوفانی باشد برای آرامش مهربانان , آرام می گیرد .عشق ومحبت با تو معنامی گیردوشکوه انسانیت درتوبه اوج می رسد .هنوزهم بر این باورم که توبهترینی توزیباترینی , تو نیک ترینی .هرروزازخدای بزرگ می خواهم که خوشبختی دیدار ازنزدیک تورا نصیبم گرداند توراکه ازکودکی رویای من بودی یک رویای زیباومهربان ..رویایی که به ناگهان پروازکرد وهنوزهم به سرزمین مقدس خود بازنگشت اماتوهنوزازآسمان قلب من پروازنکرده ای .هرچندکه بی نهایت را نهایتی نیست ولی هرروزکه می گذرد احساس می کنم بیشترازروزقبل دوستت می دارم .چه دنیای بی رحمی !انگاربا مهربانان نامهربان است گویی دوست می دارد همه چون او نامهربان باشند ..اما دنیای نامهربان روزی خواهد فهمید که این عشق و مهربانیست که بر دلها وبرجهان حکومت می کند .خداوند, خالق عشق و مهربانیهاست و تو شهبانوی بزرگوارما فرمانروای مهری , مهری که پایانی ندارد .به زادروزدیگری ازنازنین شهبانوی خود رسیده ایم .می دانم توبیش ازهمه آرزوی بازگشت به وطن راداری دلت برای آن روزها پرمی کشد آن روزهای شیرینی که با تلخی و نامهربانی نمک ناشناسان به خاطرات پیوست اما تاریخ و درس تاریخ ازگذشت و شکیبایی ومهرتومی گوید.می دانم تو دشمنان پشیمانت راخواهی بخشید توباخود نوروایمان و فرح را به ایران خواهی آورد وسرزمین مقدست راپرازبرکت خواهی کرد .توصدای کودکان بی مادری و صدای مادرانی که بعدازخدا ازتویاری خواسته اند . توصدای امیدناامیدانی هستی که تو را می بینند و ازتوخواسته ای دارند و نورامید برای همیشه درقلبشان روشن می شود . بانوی من !بانوی ما!تواحساس و جان جاری درقلم منی , توصداوتپشهای قلب منی , توحس و انگیزه من برای نوشتنی .اگرستایشت می کنم اغراق نیست که آن چه ساخته ای آن چه از خود بر جای نهاده ای ستایشت می کنند تومهربان بانوی بی تکبرمایی .شاید خداوند تورا قبل ازعشق آفریده باشد که تو قله های آن را درنوردیده ای .شهبانوی نازنین !ایران من , ایران تو, ایران ما تورامی خواند تو را فریادمی زند تو باید به ایران بازگردی آغوش ایران همیشه برای توبازبوده است اما چپاولگران دزد جنایتکارازتومی ترسند چون این بی شرفانی که بویی از عشق و محبت نبرده اند درب دکانهای غارتگری خود را بسته می بینند اگرخاندان پرمهرت به این سرزمین بازگردد . نازنین بانوی ما!نمی دانم خداوند بهشت را چگونه می آفریند که شایسته تو شایسته ترین انسان روی زمین باشد .می دانم قلب مهربانت برای دیدن ایران عزیزت پرمی کشد همان قلب بخشنده و روح والایی که بدیها رامی بخشد وگناهکاران راشرمسارمی سازد .وخداوند توراشریک مردشریفی قرارداد که با هم ایرانی آباد و آزاد بسازید , چنین کردید اما کوردلان حسود وغارتگران و شیادان نتوانستند و نخواستند که ببینند.وبی تابم برای دیدن تو, برای آن که تو را درسرزمینی ببینم که به آن تعلق داری وهرگزازیادش نبرده ای سرزمینی که برای پیشرفت و سربلندی آن ازهیچ کوششی دریغ نورزیده ای .توتنها , شهبانوی ایران نیستی تو ملکه و گل سرسبد گلستان جهانی .توشکوه و احساس عشقی ..اگربا افسون قلم ,عشق را به اوج برسانیم تویی که قلم را افسون می کنی تویی که روح امید را به افسردگان بازمی گردانی توبانوی عشقی معنای عشقی توجان قلب و قلب جان مایی .وقتی که مهر می درخشد و تو محبت را به اوج می رسانی به خود می گویم که پرستش شایسته خدائیست که تو را شایسته ستایش آفریده است . ایران بانو دخترش رامی خواهد آغوشش همیشه برای ملکه و شهبانوی ما بازبوده است .آری توشهبانوی نیکوپندارو نیکوگفتارو نیکو رفتارما به آغوش وطن بازخواهی گشت وهمه با هم روزپیروزی راجشن خواهیم گرفت . توبه آغوش وطن بازمی گردی اشکهای شوقمان را با هم قسمت می کنیم و زندگی را ..به خوشبختی لبخندمی زنیم ودیگراجازه نمی دهیم که اشغالگران بی وطن برطبل پادشاهی جهان بکوبند که زهی خیال باطل !زادروزت خجسته باد ای خجسته ترین بانوی روزگار!زادروزت خجسته باد !🌹🩷🩷🌹پایان
نویسنده : نادر ایرانی
بیست و دوم مهرماه 2585 شاهنشاهی
Post #122115
17K
- ❤ 452
- 👍 36
- 😁 3
- 😡 2
- 😐 1