پدر💝
تقدیم به پدری که بیصدا جنگید تا ما با خیالِ آسوده زندگی کنیم.
پدر…
ایثار، از همانجا آغاز شد که خودت را در اولویت نگذاشتی.
از همان روزهایی که خواستههایت عقب ماند و زندگیِ ما جلو رفت.
تو کم گفتی، کم خواستی و کم دیده شدی؛
اما همهچیز دادی.
پدر،
ایثارِ تو در فریاد نبود؛ در سکوت بود.
در شبهایی که با خستگی خوابیدی
و صبحهایی که دوباره برخاستی،
فقط برای ما.
در روزهایی که درد داشتی اما لبخند زدی،
تا دلِ خانه نلرزد و خیالِ ما آرام بماند.
تو یاد گرفتی نگران باشی اما نگرانیات را نشان ندهی.
یاد گرفتی سختی را به جان بخری اما سنگینیاش را بر شانههای ما نگذاری.
ایثارِ تو همین بود؛ کم شدنِ خودت برای آرامشِ دیگران.
پدر،
تو از خودت گذشتی تا ما از آینده نترسیم.
سنگ شدی تا راهِ ما لغزنده نباشد.
سایه شدی تا آفتابِ تندِ زندگی
چشمِ ما را نزند.
و شاید هیچوقت نپرسیدی سهمِ تو
از این همه فداکاری چه میشود.
و امروز،
اگر با اطمینان قدم برمیداریم، اگر بلدیم در سختیها بایستیم، اگر میدانیم قوی بودن یعنی چه، همه به خاطر مردیست که تمام عمر ایثار کرد بیآنکه نامش را صدا بزند.
مردی که بودنش را عادی دیدیم، چون همیشه بود.
پدر،
ایثارِ تو در گذشته نمانده است؛ در رفتارِ ما ادامه دارد.
در انتخابهایمان، در ایستادنهایمان، و در لحظههایی که یاد میگیریم مثل تو، بیادعا
مسئول باشیم.
پدر!
ایثارِ تو داستان نیست؛ سرنوشت است…سرنوشتِ ما.
سرنوشتی که بر شانههای مردی ساخته شد
که خودش را ندید تا ما دیده شویم.
ای بلندترین تکیهگاهِ زندگی؛ ای معنای آرامِ فداکاری.
روزت مبارک❤️🥲
#روز_پدر_مبارک
🆔@mefdakerman | مفدا کرمان