🔹#صدای_شما
سلام وقتتون بخیر
من پزشک عمومی متعهد ( تعهد بومی) به خدمت یکی از شهرهای استان هرمزگان هستم که بنابه دلایلی کار در بهداشت برام ممکن نبود و بنابر اعلام نیاز بیمارستان اون شهر تصمیم گرفتم باقی تعهداتم رو در بیمارستان بگذرونم
اما شبکه بهداشت راضی به تسویه با من نبود و میگفت که باید حتما تو روستا کار کنی
حتی نامه موافقت رئیس دانشگاه شرق استان رو هم نادیده گرفتن
من هم بنا به شرایطم منتظر پیگیری کارام از طریق وکیل براساس اعلام نیاز بیمارستان بودم
و داشتم توی بیمارستان کار میکردم
یه شب در شهریور ماه حین شیفت حوالی ساعت ۳ مورد تعرض جسمی یه بیمار مست قرار گرفتم و همراه یه بیمار صدای منو شنید و به حراست خبر داد که به من کمک کنند
بماند که با اون اوضاع روحی بد تا ساعت ۸ درحال گریه کردن بیمار ویزیت کردم که نصف شب بدون پزشک نمونه بیمارستان
دو روز بعد از این قضیه ابلاغیه دادگاه اومد که شبکه بهداشت ازم شکایت کرده مبنی بر استنکاف از تعهد
منم مراجعه کردم دانشگاه و بازرسی و تخلفات و موضوع رو حل کردم که در بیمارستان داشتم تعهداتم رو انجام میدادم
بنا به حال روحی که بعد از تعرض برام ایجاد شده بود مراجعه کردم به روانپزشکم و نامه مرخصی گرفتم برای ۳هفته
نامه رو ارسال کردم به شبکه
بعد از اون قضیه بارهاااا علیرغم نامه روانپزشک باهام تماس گرفته شد که ضامنت و خودت اموالتون مصادره میشه،امروزم که زنگ زدن نامه تخلفات از دانشگاه اومده برات و باید بیای تحویلش بگیری
من انتظار دلجویی یا یه تماس از دانشگاه یا بیمارستان رو نداشتم اما انتظار داشتم که بذارن به دور از فشارها یه مدت استراحت کنم نه اینکه مدااام با تماس و نامه و ابلاغیه و... تهدیدم کنن
تنها چیزی که برای این سیستم مهم نیست سلامت روح و جسم پزشکه
با این فشارها در هر شرایطی فقط میخوان ما کار کنیم
تا زمانی که در این دنیا زندگی کنیم باید مورد حملات مکرر و به دور از شأن پزشک قرار بگیریم تا یه جایی شجاعت اینو پیدا کنیم که به این وضعیت پایان بدیم و قید زندگی کردن رو بزنیم
نمیدونم تا کی بتونم این فشارها رو تحمل کنم اما خواستم بگم که این سیستم در حق ما بد کرد
من رتبه کشوریم خیلی خوب بود اما به اسم پزشک بی سواد سهمیه ای بارها مورد توهین و بی احترامی این افراد قرار گرفتم و قطعا روزی طاقتم تموم میشه و از این دنیا دست میشورم
medistU.t.me
Post #86405
6.64K