سرمایه گذاریهام بیشتر شد، بیشتر دیده شدیم. اساتید بیشتری باهامون کار کردم.
همه چیز عالی بود تا این که بخاطر جنگ، دی ۱۴۰۴ و جنگ دوم چندین ماه اینترنت نداشتیم و عملا ورشکست شدیم!
هر سرمایهای جمع کرده بودم عملا صفر شد.
اما به هر قیمتی بود، تونستم به همراه تیمم، این ضررها رو جبران کنیم. ( آری شد! اما به خون جگر شد!)
نه تنها جبران کردیم بلکه هر روز قویتر شدیم.
تا این که امروز مثبت ۱۵۰۰ دانشجوی حرفهای و مشتاق علم رو تونستیم کمی اموزش بدیم.
نمیدونم شاید دوباره جنگ بشه و همه چیز بره هوا!
اما من تا تهش پای کارم وایمیسم. مِدیرا برای من خیلی خیلی خیلی بیشتر از یک کسب و کاره!
بیشتر شبیه بچمه.
آدم هم که بچشو تنها نمیذاره هیچوقت ❤️
Post #1165
992

- ❤ 40
- 👏 2
- 💔 1