بریم سراغ داستان مِدیرا.
همه چیز برمیگرده به سال ۹۹ وقتی من داروسازی همدان قبول شدم.
قبل از اون همیشه میدیدم چرا سیستم اموزشی علاوه بر این که چیز مفیدی یاد نمیده، حتی مطالب بدردنخور خودش رو هم انقدر بد اموزش میده که حد نداره!
پس رفتم معلم شیمی شدم. از این اموزشگاه به اون اموزشگاه و خلاصه بدبختیایی که داشتم تا بتونم کمی خودم رو جا بندازم.
همین حین هم که دانشگاه کم کم حضوری شد، انواع و اقسام کتابهای مختلف در مورد یادگیری رو خوندم و دیدم چقدر توی دانشگاه همه چیز اشتباهه!
اساتیدی که اندازه سن من درس خونده بودن، نمیتونستن در زمینه اموزش با ۱۰۰ درصد بازدهیشون کار کنن.
همش با خودم فکر میکردم پس داستان چیه؟
Post #1163
825
Amir

- ❤ 12