روز ۲۴ مهر،روزی ست که به نام شریف ترین و صبور ترین و زحمت کشان حوزه درمان پرستاران عزیز نامیده شده است.
متاسفانه امروزه در جامعه ایران با کم مهری ای از جانب مردم و مسئولان روبهرو است که کم مهری های مردم ناشی از کم آگاهی یا گاه ناآگاهی آنها از این شغل سخت و مهم و حساس است، اما از جانب مسئولان برمیگردد به ناکارآمدی ها و عدم انتخاب مسئولین متخصص که آفتی ست ادامه دار در حوزه سلامت ایران عزیز.
اما سختی های این رشته هر ساله در روز پرستار به گوش مسئولین میرسد و فراموشی سپرده میشود تا سال بعد تا به تکرار درآید این خود باعث یأس و بی انگیزگی ما پرستاران شده ما این بار هم تکرار می کنیم شاید این بار جدی گرفته شد
نخست، کمبود شدید نیروی انسانی است؛ کمبودی که پرستاران را ناچار میکند بار کاری سنگینتری را بر دوش بکشند، شیفتهای طاقتفرسا را تحمل کنند و گاه با خستگی جسمی و فرسودگی روانی، مسئولیت مراقبت از جان انسانها را بر عهده بگیرند. چگونه میتوان از کیفیت مطلوب مراقبت سخن گفت، وقتی شمار نیروی انسانی با تعداد بیماران و حجم خدمات موردنیاز تناسب ندارد؟
دوم، حقوق و مزایای نامتناسب با مسئولیت و زحمت پرستاران است. پرستاری که شب و روز، در تعطیلات و مناسبتها، در شرایط بحرانی و در مواجهه با رنج، بیماری و مرگ فعالیت میکند، شایسته برخورداری از حقوق و مزایایی متناسب با جایگاه حرفهای و مسئولیت سنگین خویش است. معیشت پرستار نباید به دغدغهای دائمی تبدیل شود که آرامش روانی و تمرکز حرفهای او را تحت تأثیر قرار دهد.
سوم، تأخیر در پرداخت مطالبات و اضافهکاریها است؛ مسئلهای که فشار اقتصادی را دوچندان میکند و این پرسش را به وجود میآورد که چرا نیرویی که برای حفظ سلامت دیگران وقت و توان خود را صرف میکند، باید برای دریافت حقالزحمه تلاش خود نیز منتظر بماند؟
چهارم، نادیدهگرفتن نقش مستقل و تخصصی پرستاران است. پرستاری تنها اجرای دستورات درمانی نیست؛ پرستار در ارزیابی بیمار، پایش مستمر وضعیت او، تشخیص مشکلات پرستاری، پیشگیری از عوارض، آموزش بیمار و خانواده، مدیریت مراقبت و تصمیمگیریهای تخصصی در حیطه صلاحیت خود نقشی اساسی دارد. با این وجود، گاهی بخش مهمی از این فعالیتها در نظامهای ثبت عملکرد و ارزیابی خدمات، آنگونه که شایسته است، دیده نمیشود. حاصل چنین وضعیتی، کمرنگشدن نقش حرفهای پرستار و نادیدهگرفتن سهم واقعی او در روند درمان است.
پنجم، تعارض منافع و نابرابریهای حلنشده در ساختار نظام سلامت است؛ مسائلی که در برخی زمینهها به اختلاف بر سر جایگاه حرفهای، حدود مسئولیتها، فرصتهای مدیریتی و نحوه توزیع منابع و درآمدها منجر میشوند. حل این مشکلات نیازمند اراده جدی برای اصلاح ساختارها، شفافیت در تصمیمگیری و رعایت عدالت میان اعضای تیم درمان است. نمیتوان از همکاری مؤثر تیم درمان سخن گفت، اما نسبت به زمینههای نابرابری و تعارض منافع بیتفاوت ماند.
و در کنار همه این مسائل، باید از مهاجرت نیروهای متخصص، دشواری جذب و نگهداشت پرستاران، ضعف مشارکت مؤثر آنان در تصمیمگیریهای کلان نظام سلامت و فاصله میان وعدههای مسئولان و اقدامات عملی نیز سخن گفت؛ مشکلاتی که هرکدام بهتنهایی میتوانند انگیزه و اعتماد یک نیروی متعهد را تضعیف کنند.
و مشکلات فراوان دیگری که بخواهم بگویم به زمان بسیاری نیاز دارد..
اما آیا تعهد و وجدان حرفهای پرستاران باید بهانهای برای نادیدهگرفتن حقوق آنان باشد؟ آیا چون پرستار در برابر رنج بیمار مسئولانه رفتار میکند، باید از مطالبه شرایط کاری عادلانه چشمپوشی کند؟ آیا میتوان با تکیه بر فداکاری نیروهای درمانی، کاستیهای مدیریتی را برای همیشه پنهان نگه داشت؟
پاسخ این پرسشها روشن است: فداکاری پرستاران نباید جایگزین مسئولیتپذیری مدیران شود.
روز پرستار تنها روز تبریکگفتن، انتشار پیامهای زیبا و قدردانیهای زبانی نیست. ارزش واقعی این روز زمانی آشکار میشود که احترام به پرستار در تصمیمهای اجرایی، پرداخت بهموقع مطالبات، بهبود شرایط کاری، رعایت عدالت حرفهای و حمایت عملی از حقوق قانونی او تجلی پیدا کند.
پرستار، نه تشنه ترحم است و نه خواهان امتیازی فراتر از حق خود؛ او خواهان عدالت، احترام، امنیت شغلی، معیشت شرافتمندانه و دیدهشدن جایگاه واقعی خویش است. خواستههایی که نه زیادهخواهی، بلکه بخشی از حقوق حرفهای و انسانی او هستند.
امید آن دارم روزی فرا برسد که پرستاری در ایران، فرسودگی، دغدغه معیشت و وعدههای تکراری، بلکه با شأن حرفهای، عدالت، امنیت شغلی و رضایت از خدمت شناخته شود؛ روزی که هیچ پرستاری برای احقاق حقوق قانونی خود ناچار به فرسودن خویش نباشد و هیچ بیماری نیز تاوان کمبودها و ناکارآمدیهای ساختاری را نپردازد.
امیرحسام جلیلیان کوچکترین عضو جامعه پرستاری ایران
@Medicall_Students
Post #35530
2.5K
- ❤ 26
- 😨 1