سلام اول اینکه متشکرم که وقت میذاری و پیامارو میخونی و جواب میدی، امیدوارم خسته روزت نباشی زیبا و خوشحالم که برگشتی🤍
راستش من intpام، البته چیزی که میخوام بگم شاید کلا ربطی به mbti نداشته باشه ولی خب... راستش فقط نیاز به یکم کمک دارم و متاسفانه تو تنهایی مطلق گیر افتادم.
بنظر شما، وقتی توی محیط(خونه) سمی زندگی میکنیم و ادماش ذره ذره شیره جومون رو میگیرن، چطوری باید دووم بیاریم...؟ وقتی نزدیکترین افراد زندگی فقط به ادم درد میدن و تو باید علاوه بر فشار زندگی و مدرسه و درس، درگیر و افسرده بشی برای وضعیتی که نمیشه هیچ تغییری ایجاد کرد، باید به چی پناه برد؟ باید به چی پناه ببرم تا فقط بتونم حس کنم هنوز زندم؟ وقتی تمام تروماهایی که گوشه ذهنت خاک خورده و سعی کردی فراموش کنی یا ببخشی(نمیتونی درمان کنی چون هنوزم تو همون شرایط داری زندگی میکنی و در لحظه تروماتایز میشی) یهو با هم بهت حمله میکنن و یادت میاد که چه اتفاقاتی بهت گذشته که حقت نبوده و از اونور فشار زندگی و جملات و رفتار های زننده خانوادت هست که از ناآگاهی و نافهمیشون میاد که هیچکدومشون تمومی هم ندارن، دقیقا چطوری باید تحمل کنم و بتونم ادامه بدم...؟
اگر تا اینجا خوندی، اول از همه ببخشید اگر سرت رو درد آوردم و اینارو اینجا گفتم، شاید درست نبود که مطرح میکردم اما همونطور که گفتم، نمیدونم از کی باید درخواست کمک کنم و درواقع کسی رو هم ندارم متاسفانه.
ممنون میشم اگه فکر میکنی که میتونی حتی یه جمله بهم بگی که یه دید جدید بهم بده یا کمکم کنه، ازم دریغ نکنی:)
Post #24132
139
Forwarded from Harf Chat