وقتی هوندا اعلام کرد از فرمول یک خارج میشود، ردبول مجبور شد به دنبال راه جدید باشد:
▫️ هورنر:
«ما قبل از آن سالها با رنو همکاری کرده بودیم و تمام آن دوره را با آنها گذراندیم. بنابراین در آن مقطع علاقه زیادی برای بازگشت دوباره به آن مسیر وجود نداشت
فراری؟ آیا واقعاً میتوان با موتور مشتری فراری قهرمان جهان شد؟ مرسدس هم حاضر نبود به ما موتور بدهد. بنابراین به این نتیجه رسیدیم که ما مشتری بسیار سختگیری هستیم اگر میخواهیم مستقل باشیم، باید همه چیز را خودمان کنترل کنیم»
ردبول با هوندا برای انتقال مالکیت فکری موتور به توافق رسید، اما در عمل شرایط پیچیدهتر شد
«آنها شروع کردند به فرستادن نقشهها برای ما همهچیز به زبان ژاپنی بود و تولید هم به تأمینکنندگانی وابسته بود که ما هیچوقت نمیتوانستیم مستقیم با آنها کار کنیم
خیلی سریع مشخص شد که شاید بهتر باشد به جای این کار فقط به هوندا پول بدهیم تا خدمات موتور را ادامه دهد.»
یکی از مهمترین عوامل برای ساخت موتور مستقل، محدودیت هزینههای فرمول یک بود
پس از تصویب قوانین جدید موتور، پروژه Red Bull Powertrains شکل گرفت
«فکر میکنم دیتریش هنوز تردیدهایی داشت. آیا ما واقعاً میتوانیم از صفر یک موتور بسازیم؟ بالاخره ما شرکتی هستیم که نوشیدنی انرژیزا تولید میکنیم.
اما من معتقد بودم میتوانیم همان فلسفهای را که در شاسی داشتیم در موتور هم اجرا کنیم. اگر افراد درست، امکانات مناسب و فرهنگ کاری درست داشته باشید، موفق میشوید
ما کارخانه را در ۵۵ هفته ساختیم و فقط ۱۲ ماه بعد، موتور ما روی تستبنچ کار میکرد»
▫️ اما در مقطعی ردبول گزینه دیگری هم داشت همکاری با پورشه
به گفته هورنر اولیور مینتسلاف توجه دیتریش ماتشیتس را به پورشه جلب کرد پورشه علاقهمند ورود به فرمول یک بود و این همکاری برای ماتشیتس جذاب به نظر میرسید
«پورشه از نظر ظاهری خیلی جذاب و قدرتمند به نظر میرسید. انگار میتوانستیم با این همکاری حتی تعداد بیشتری نوشیدنی انرژیزا بفروشیم
آنها سابقه ساخت موتور داشتند تاریخچه بزرگی در موتوراسپرت داشتند و همهچیز منطقی به نظر میرسید
به همین دلیل من برای بررسی کارخانهشان رفتم. اما آنجا چیز خاصی وجود نداشت گوشهای یک خودروی فرمول E بود و کنار آن یکی از خودروهای قدیمی مارک وبر که زمانی با آن مسابقه داده بود
در بخش موتوراسپرت آنها امکانات خیلی محدودی وجود داشت؛ در حالی که ما تا آن زمان ۲۰۰ نفر را در ردبول پاورتِرینز مشغول کرده بودیم»
▫️ پورشه پیشنهاد همکاری ۵۰-۵۰ داده بود:
«تجربه کاری من میگوید در هر کسبوکاری باید یک نفر رهبر اصلی باشد. اما در این همکاری چنین چیزی را نمیدیدم
وضعیت سلامت دیتریش هم بدتر شده بود در نبود او مدیریت تبدیل به جلسات بیپایان کمیتهها میشد در چنین شرایطی چطور میتوان تصمیمهای سریع گرفت؟»
👀👀‼️‼️‼️این موضوع حتی روی روابط داخلی ردبول هم تأثیر گذاشت. خانواده تایلندی مالک ۵۱ درصد ردبول باید این قرارداد را تأیید میکردند
هورنر تصمیم گرفت نظر واقعی خود را به سهامداران اعلام کند:
«من با چالرم و نمایندهاش ملاقات کردم و مستقیم گفتم: "به نظر من این قرارداد خوبی نیست"
آنها تصمیم گرفتند بررسی خودشان را انجام دهند و از آدرین نیوی پرسیدند: "نظر تو درباره این موضوع چیست؟"
آدرین جواب داد: "اگر این قرارداد انجام شود، من میروم."
البته او چند سال بعد واقعاً رفت، اما آن زمان، خانواده تایلندی تقریباً برای اولین بار در تاریخ ردبول یک قرارداد را متوقف کردند
هلموت به من گفت: "اگر پیش تایلندیها بروی، اخراج میشوی"
اما من میدانستم اگر این قرارداد انجام شود، تیم با مشکلات بزرگی روبهرو خواهد شد. وظیفه من این بود که نظر واقعی خودم را به سهامداران بگویم.»
وقتی موتور مستقل ردبول برای اولین بار روی تستبنچ روشن شد، ماتشیتس با هورنر تماس گرفت:
«پرسید: "پورشه چقدر روی این موتور سرمایهگذاری کرده؟"
گفتم: "هیچ."
پرسید: "چقدر پول پرداخت کردهاند؟"
گفتم: "حتی کمتر."
گفت: "پس اصلاً چرا به آنها نیاز داریم؟"
بعد از آن، او مذاکرات با پورشه را متوقف کرد»
هورنر تأکید کرد که مشکل، خود پورشه نبود؛ بلکه مدل همکاری مناسب ردبول نبود:
«مدیران پورشه افراد فوقالعادهای بودند و تقصیری متوجه آنها نیست. فقط برای تیم ما در آن زمان تصمیم درستی نبود.
اما بعد از آن فشار بسیار بزرگی روی ما قرار گرفت:
"شما پورشه را رد کردید، پس حالا باید خودتان یک موتور رقابتی بسازید."
و همانطور که امروز میبینیم، ردبول این کار را به بهترین شکل انجام داده است»
▶️@maxverstappenir▶️
⚡️Simply LOVELY⚡️