.
بدون عنوان
@maxspases
استودیویی که کار میکردیم و گفتگوها را آنجا ضبط میکردیم، هفته پیش ازمان گرفتند. به عنف! وابستهی یک نهاد امنیتی زنگ زد که فلانی! بشین سر جات! گفتم من سر جامم اتفاقا. شما انگار سر جات ننشستی.
قصه این بود که این استودیو متعلق به نهاد علم در ایران بود. ۱۵ سال بود داشت خاک میخورد. من و عماد، دو تایی وقتی جنگ ۱۲ روزه شروع شد، رفتیم و آشغالهایی که تلنبار شده بود را جمع کردیم و ریختیم بیرون. آب و جارو کردیم. نورهای سوخته سقفی آویزان را کندیم. جایش نور آوردیم، نور.
از روز چهارم جنگ بود که گفتگوها را همین جا آغاز کردیم.
@panora_ma
حالا ارزانی خودشان شد. مفت چنگشان.
هفته پیش که بی جا و مکان بودیم، استودیویی که متعلق به یکی از دوستان بود، رفاقتی هماهنگ شد.
ما که پول استودیوی ۵ میلیونی هم سنگینمان بود، یک استودیوی ۷۰ میلیونی به رفاقت و بی چشمداشت مالی بهمان رسید.
گفتگوهای آنلاینمان را شروع کردیم. با موضوع دیاسپورا در فصل زمانه جنگ.
خلاصه که دنبال استودیوییم و پولمان نمیرسد گرانش را برداریم. پول کم، سلیقه بسیار😊
شما هم اگر جایی را میشناختید خبرمان کنید. دست به دست کنید برسد به ما خبرش ❤
Post #73
3.44K

- 🕊 10
- 🌭 3
- 🫡 3
- 😢 2
- 🎉 2
- 🍓 1
- 😭 1