کشتن امید و وضعیت ترسناک ما
سبحان یحیائی
@maxspaces
سال ۱۳۸۴، انتخابات به دور دوم کشیده شد. رقابت شده بود بین هاشمی رفسنجانی و احمدینژاد. اهالی اندیشه، گروههای مرجع و روشنفکران زیادی برای قانع کردن مردم حتی به خیابان هم آمدند. کسانی که سوابق و رزومهشان آنقدر بود که با شاه هم فالوده نمیخوردند، آمده بودند که چهره به چهره و نفس به نفس با مردم حرف بزنند.
احساس خطر کرده بودند.
اما آنها از احمدینژاد بیش از قبض دمکراسی و نهاد انتخابات در ایران احساس خطر میکردند.
زبان سخن گفتنشان برای مردم غریبه بود. طبعا نتوانستند عموم مردم را قانع کنند که حضور هاشمی در شرایط موجود حتما ضرر کمتری از احمدینژاد خواهد داشت. مردم قانع نشدند. شاید حق داشتند عصبانی باشند از هاشمی. با آن همه فحشها و آوارهایی که اصلاحطلبان از دوم خرداد ۷۶ تا دور اول همان انتخابات بر سرش ریخته بودند؛ پس شد آنچه شد. احمدینژاد آمد و چهها که بر مردم و بر سر درآمدهای نفتی آن سالها نرفت.
امروز بخشی از مردم از نظام سیاسی خشمگیناند یا ناراضی، برخی آنقدر متنفرند که حتی تاب دیدن مناظرات و هرگونه صدایی از حاکمیت را ندارند، برخی دیگر هم در گروههای هوادار و همپیمان حاکمیت دستهبندی میشوند که بر مبنای دادههای پیمایشهای ملی سرمایه اجتماعی، دچار آبرفت جدیاند. نتایج دور نخست هم نشان داد که پزشکیان هم علیرغم رای بالاتر، گزینهای نیست که ترجیح بسیاری از مردم باشد. اساسا با عملکرد غیردمکراتیک نهاد انتخابات و شورایی که بنا بود نگهبان قانون اساسی باشد، امیدها روز به روز بیشتر از صندوق رای کنده شده است.
به فهم من، بیش از آنکه جلیلی برای جامعه ایران خطرناک باشد، عملکردهای غیر دمکراتیک سیاسی و تخفیف و تضعیف جامعه مدنی است که خطرناک است.
اصلاحطلبان سه نماینده در انتخابات را معرفی میکنند؛ آخوندی، جهانگیری و پزشکیان. سه نمایندهای که هر کدامشان مشرب فکری و اجرایی متفاوتی دارند. به فهم من، این موضوع بیش از آنکه نشان از تکثر آرا در میان اصلاحطلبان باشد؛ نشان از فقدان نظام حزبی کارامد و نبود مانیفست روشن یک جریان سیاسی است.
از میان این سه، پزشکیان برکشیده میشود و به رقابت وارد میشود.
پزشکیان، آدم پرمدّعایی نیست، تفکرات انتزاعی و فانتزی ندارد و دچار جمود فکری نیست و به کارشناسان ارجاع میدهد. شواهدی هم برای نقض راستی و درستیاش نیست.
اما حتما و همچنان گزینه انتخابی بسیاری از مردم نیست. آنهایی که "نه" میگویند و کورسوی امیدی هم به بهبود ندارند.
به هر حال، خطرناکتر از سعید جلیلی، توسعهنیافتگی سیاسی و عملکردهای غیر دمکراتیکی است که امیدها را از صندوق میبرد.
به فهم امروز من، رای دادن به پزشکیان، زنده نگاه داشتن امید است. به قول سهراب، من به سیبی خشنودم...
Post #23
516
- 👍 9
- 👎 2