درباره روی و ریا در فرهنگ ایرانی
و
واعظانی که چون به خلوت میروند، آن کار دیگر میکنند!
سبحان یحیائی
@maxspaces
روی و ریا در فرهنگ ما زیاد است. خیلی خیلی بیشتر از معمول ممالک دنیا. ریشه اش هم تاریخی است که کهنالگوهای ناخودآگاه جمعی ایرانیان را شکل داده است. همچنان که در دوره ایران باستان، فرّه ایزدی، مردمان رعیّت را چنان میپروراند که جز به خواست و ارادهی خداوندگارِ روی زمینشان دست به عملی نزنند و حتی فکر بیراهی هم به سرشان نزند. پس از آمدن اسلام و حکمرانی خلفا و مفهوم ظلّاللهی و پس از آن، در دوره مغولان، این فرهنگ مبتنی بر روی و ریا گسترش هم پیدا کرد. پشتوانههای دینی و مذهبی چون آداب تقیّه در فرهنگ شیعی پس از صفویه هم بر آن افزود.
عصارهی آنچه گذشت را در جامعهی امروز میتوانید ببینید.
همهچیز از هرکس قابل انتظار است و هیچ چیز تکاندهنده نیست. گویی آنکه تشت رسوایی اش از بام نیفتاده، هنوز به لحظه برملا شدن روی و ریایش نرسیده است.
آن وجه عمومیاش را نمیگویم البته که به قول شیخ اجل، سعدی علیهالرحمه؛
و ما ابری نفسی ولا ازکیها
که هرچه نقل کنند از بشر، در امکان است
آن صورت خاص ریاییاش را میگویم. پیشانیهای داغدیده و معایبی که نمای محاسن دارند و چفیههایی که انقلابینمایی و رزمجامهنمایی میکنند و به هنگام، سر از فرنگ و ینگه دنیا در میآورند و رخت و ریختشان، حالی دیگر به خود میگیرد.
واعظی که گریان است و نمای خوف از خداوندش، خیل مؤمنان را هم هم به گریه میاندازد. آنکه به مسند قضاوت، سختدلیاش زبانزد است، به روز داوری، تجاهل العارف میکند و انتظارش مدارای عمومی است.
به فهم من، مسئله فقط روی و ریای آگاهانه و از سر خبث و اهریمنسرشتی نیست. بسیاری از اینان هنوز با خود مواجه نشدهاند. با آن داوری و مواجهه سهمگین. همچنان که جامعه ایران، هنوز با خود مواجه نشده است...
Post #20
460
- 👍 10
- 👌 1