ایسو مدام به دستش نگاه میکنه. ما فکر میکنیم داره به حلقهش نگاه میکنه، اما درواقع به خودِ دستش خیره میشه.
به نظرم فاتح از ایسو خواسته یک نفر رو از سر راه برداره، چون قبلاً چند بار روی این جنبهی شخصیت ایسو تأکید شده.
شریف گفته بود: «برادرزادهی من ایسو آدمی نیست که کسی رو بکشه، این رو از تجربه میدونم.» اما چیزی که نمیدونه اینه که ایسو قبلاً کنار قبرستان به فادیمه گفته بود: «اگر تونستم تو رو بدزدم، میتونستم آدم هم بکشم.»
از طرف دیگه، فادیمه در خانهی ییلاقی گفته بود: «هیچ زن فورتونایی کنار شوهرش نیست؛ یا شوهرش زندانه یا توی قبر.»
اوروچ هم به ایسو گفته بود: «تو برای فادیمه هر کاری میکنی.»
پس به نظرم اینها همه دارن به یک اتفاق خیلی بزرگ زمینه میدن. احتمالاً در پایان فصل، ایسو به زندان میافته و فصل بعد با یک پرش زمانی شروع میشه.
Post #4236
81
Forwarded from Furtunacuk ve Çeyrek Mafyası ⛰️🌊
Furtunacuk ve Çeyrek Mafyası ⛰️🌊 اروچ: اون بیشرف ازت چی خواست ایسو؛ من که میدونم برای فادیمه هر کاری میکنی ! بگو چی ازت خواست؟ ایسو: منو بکشی هم نمیگم. این مسئله منه! ….. به بغض ایسو دقت کنین چه بهای سنگینی داره میده ایسو ولی هر چی هست فقط خود فادیمه بتونه نجاتش بده 😭 تو این بغض ترس…
یکی از تئوریهایی که جالب میاد:
- ❤ 4